
امارات و مسیر واپسین جدایی از اوپک؛ زنگ بیدارباشی برای آینده نفت ایران
نویسنده✍️ دکتر فردین احمدی مدیر مسئول انتشارات بین المللی حوزه مشق
در روزگاری که نفت دیگر به اندازه قرن بیستم سرنوشت ملتها را رقم نمیزند، هنوز تصمیم یک کشور کوچک اما جاهطلب در خلیج فارس میتواند امواجی در بازار جهانی و حتی در سیاست منطقهای برانگیزد. تصمیم رسمی امارات متحده عربی برای خروج از اوپک و اوپکپلاس، صرفاً یک رخداد اقتصادی نیست؛ این تصمیم بازتابی از تحول ژرف در فلسفه حکمرانی اقتصادی منطقه و هشداری به کشورهای تولیدکننده نفت از جمله ایران است که باید مسیر خویش را بازتعریف کنند.
امارات در ظاهر اعلام کرده که خروجش از اوپک بخشی از رویکرد «بلندمدت اقتصادی و متنوعسازی تولید» است، اما در لایههای عمیقتر، آنچه این تصمیم را توضیح میدهد نارضایتی از محدودیت سهمیه تولید و میل به بازیگری مستقلتر در بازار انرژی است. در سالهای اخیر ابوظبی میلیاردها دلار صرف افزایش ظرفیت تولید تا پنج میلیون بشکه در روز کرده و طبعاً نمیخواهد در چارچوبی که عربستان تعیین میکند، تولید خود را محدود نگه دارد.
در واقع، خروج از اوپک برای امارات یک اعلام استقلال انرژی و یک نمایش اعتماد به توان اقتصادی خویش است.
اما این رویداد را باید فراتر از امارات دید. خروج این کشور که از بنیانگذاران اوپک و از بازیگران منضبط آن بوده، نخستین نشانه آشکار از فرسایش انسجام تاریخی اوپک است.
اوپک دههها توانست توازن میان تولید و قیمت را با چانهزنی سیاسی حفظ کند؛ اما امروز با ظهور بازیگرانی جدید در بازار انرژی، از تولیدکنندگان شیل در آمریکا گرفته تا تحولات فناوری در انرژیهای پاک، آن نظم قدیمی در حال فروریختن است.
در چنین شرایطی، کشورها انگیزه بیشتری برای بازی فردی بهجای بازی جمعی پیدا میکنند.
اما این تحول برای ایران چه معنایی دارد؟
نخست باید واقعبین بود. تا زمانی که ایران زیر فشار تحریمهاست، سهم واقعیاش در بازار نفت جهانی محدود مانده و اثر قیمت نفت بر اقتصادش بیشتر از اثر سهم بازار است.
خروج امارات اگر منجر به افزایش تولید و کاهش قیمتها شود، میتواند به زیان ایران تمام شود؛ زیرا ما نفت را در بازارهای خاکستری و با تخفیف عرضه میکنیم و افت قیمت جهانی، کاهش مضاعف درآمد را به همراه میآورد.
با این حال، ماجرا یکسویه نیست. در بلندمدت، اگر نظم سهمیهای اوپک سست شود، کشورهایی مانند ایران که ظرفیت تولید بالایی دارند اما از محدودیتهای اوپک ناراضیاند، در زمانی که شرایط بینالمللی تغییر کند آزادی عمل بیشتری در بازگشت به بازار جهانی خواهند داشت.
یعنی فروپاشی ساختار سخت اوپک میتواند در آینده به نفع ما نیز تمام شود، به شرط آنکه ظرفیت تولید، زیرساخت صادرات و دیپلماسی انرژی خود را احیا کنیم.
رفتار امارات در این میان نشان میدهد که سیاست انرژی امروز دیگر به معنای انبار کردن نفت در زیر خاک نیست، بلکه به معنای استفاده هوشمندانه از منابع برای قدرتسازی اقتصادی است.
ابوظبی نفت را فقط منبع درآمد نمیبیند؛ آن را سرمایهای برای جذب فناوری، نوآوری و انتقال محوریت تجارت جهانی به بندرها و بنادر خود میداند. از این دیدگاه، خروج از اوپک، بخشی از استراتژی بزرگتر «رهایی از وابستگی سیاسی به تصمیم جمعی» است؛ همان چیزی که بسیاری از اقتصاددانان، آن را گذار از اقتصاد نفتی انفعالی به اقتصاد نفتی فعال مینامند.
برای ما ایرانیان، این تصمیم باید هشداری بیدارگر باشد نه صرفاً خبری گذرا در تیتر رسانهها.
ایران با پیشینهای بهمراتب عمیقتر در صنعت نفت، میتواند دوباره محور ثبات منطقه شود، اگر:
1. به بازسازی ظرفیت پالایش، پتروشیمی و صادرات پرداخته شود؛
2. به جای نگاه درآمدی، نگاه راهبردی به نفت و گاز حاکم گردد؛
3. سیاست خارجی و اقتصادی در مسیر چندجانبهگرایی هوشمند قرار گیرد؛
4. و در نهایت، دانش، فناوری و دیپلماسی انرژی در کنار هم بازتعریف شوند.
جهان به سمت دوران جدیدی میرود که در آن قدرت نفت دیگر در بشکههای زیر زمین نیست، بلکه در مدیریت ارزش افزوده، فناوری استخراج، و شبکههای انتقال و تجارت انرژی نهفته است. امارات با خروج از اوپک در پی آن است که قواعد بازی را خودش بنویسد. ایران نیز باید بازیگر قاعدهگذار باشد، نه تابع قواعد دیگران.
اگر در دهه ۱۳۵۰ اوپک نماد هماهنگی و قدرت جهان جنوب بود، امروز ضعف آن نماد رقابت پنهان میان کشورهای منطقه است. اما در این رقابت، کسی برنده است که آینده را زودتر ببیند.
امارات با همه کوچکی جغرافیاییاش، آینده را دیده است: جهانی که در آن سهمیه و سقف تولید جای خود را به بازار باز، فناوری پیشرفته و تصمیمگیری سریع داده است.
در این میان، رسالت ما ایرانیان – بهویژه اهل اندیشه و سیاست – آن است که از دل این رخداد، درسی تازه بگیریم:
نفت هنوز میتواند موتور اقتدار ملیباشد، اگر نگاه ملی و عقلانی به آن داشته باشیم.
اکنون زمان آن است که ایران، به جای آنکه تنها نظارهگر تغییرات اوپک باشد، طراح سیاست انرژی مستقل و آیندهنگر خویش شود.
سیاستی که نه بر محدودیت، بلکه بر خلاقیت و نوآوری استوار است.
جنوب خلیج فارس شاید امروز تلاش کند پرچم استقلال انرژی را بالا ببرد، اما نباید فراموش کرد که نخستین پرچمدار استقلال نفتی در جهان، **ملت ایران** بود؛ ملتی که با ملی شدن صنعت نفت، مفهوم استقلال اقتصادی را به جهان آموخت.
امروز، پس از هفتاد سال، وقت آن است که همین روح استقلالخواهی را دوباره در کالبد سیاست انرژی خود بدمد — نه از روی خشم نسبت به دیگران، بلکه از روی ایمان به ظرفیت خویش.
خروج امارات از اوپک، از هر منظر که بنگریم، بیش از آنکه تهدید باشد، هشداری آموزنده است.
اگر آن را درست بخوانیم، فرصت بازتعریف قدرت ایران در معادلات انرژی دوباره زنده میشود.
و اینبار، ممکن است جهان نه با اوپک، که با ایرانِ آیندهنگر و مستقل در سیاست انرژی روبهرو شود.



نظرات
0