
طه عبدالرحمن؛ فیلسوف اخلاق در عصر فرسودگی معنا
بازخوانی عقلانیت دینی از افق امانت، عمل و معنویت
دکتر فردین احمدی
مدیرمسئول انتشارات بینالمللی حوزه مشق
وقتی فلسفه، اخلاق را به یاد میآورد
در جهان معاصر، فلسفه بیش از هر زمان دیگری دچار نوعی «بیخانمانی اخلاقی» شده است. عقلانیت مدرن، با همه دستاوردهای شگرف خود، اغلب از پاسخگویی به پرسشهای بنیادین معنا، غایت و مسئولیت عاجز مانده است. در چنین وضعیتی، نام طه عبدالرحمن، فیلسوف مراکشی، همچون استثنایی معنادار میدرخشد؛ اندیشمندی که نه به نفی عقل برخاسته و نه به تسلیم در برابر عقلانیت سکولار، بلکه کوشیده است عقل را دوباره در آغوش اخلاق و معنویت بنشاند.
طه عبدالرحمن را نمیتوان صرفاً یک فیلسوف، متکلم یا قرآنپژوه دانست؛ او پروژهای فکری را نمایندگی میکند که هدفش بازسازی عقلانیت اسلامی بر بنیاد اخلاق، عمل و امانت الهی است. پروژهای که بهویژه برای جهان اسلامِ گرفتار دوگانهی سنتگرایی ایستا و تجددگرایی تقلیدی، اهمیتی راهبردی دارد.
زیستجهان فکری طه عبدالرحمن
طه عبدالرحمن در سال ۱۹۴۴ میلادی در مراکش زاده شد. تحصیلات عالی خود را در فلسفه و منطق ادامه داد و سالها در دانشگاه محمد پنجم رباط به تدریس پرداخت. او علاوه بر تسلط بر فلسفه اسلامی، بهطور جدی با فلسفه تحلیلی، منطق جدید، فلسفه زبان و اندیشههای متفکران غربی – از ویتگنشتاین و آستین تا کانت و هابرماس – آشناست.
اما وجه تمایز عبدالرحمن در این است که دانش غربی را مصرف نمیکند، بلکه آن را به چالش میکشد؛ نه از موضع انکار، بلکه از موضع نقد اخلاقی و معنوی.
نقد عقلانیت مدرن؛ از «ابزار» تا «امانت»
یکی از محورهای اصلی اندیشه طه عبدالرحمن، نقد عقلانیت مدرن است؛ عقلانیتی که بهزعم او، به «عقل ابزاری» فروکاسته شده و از پیوند با ارزشهای اخلاقی و تعهدات وجودی گسسته است. او معتقد است که عقل مدرن، با ادعای بیطرفی ارزشی، در واقع اخلاق را از ساحت اندیشه تبعید کرده است.
در برابر این رویکرد، عبدالرحمن مفهوم «عقل ائتمانی» را مطرح میکند؛ عقلی که انسان را نه مالک مطلق جهان، بلکه امین خداوند در زمین میداند. در این تلقی، معرفت از اخلاق جدا نیست و هر دانشی با مسئولیت همراه است. عقل، تنها ابزار فهم نیست؛ بلکه وسیلهای برای پاسخگویی اخلاقی در برابر خدا، انسان و جهان است.
اخلاق، نه پیوست دین؛ بلکه جوهر آن
طه عبدالرحمن از جمله متفکرانی است که با صراحت میگوید:
> «دینی که به اخلاق نینجامد، دین نیست.»
در نگاه او، اخلاق نه یک بخش فرعی یا نتیجه ثانوی دین، بلکه روح شریعت و جان ایمان است. از همین رو، پروژه فکری او را میتوان نوعی اخلاقمحوری رادیکال در فهم دین دانست؛ اخلاقی که از متن قرآن و سنت میجوشد، نه اخلاقی وارداتی یا صرفاً عقلانی.
او با نقد قرائتهای فقهزده، ایدئولوژیک یا سیاستزده از دین، هشدار میدهد که وقتی دین از اخلاق تهی شود، به ابزاری برای سلطه، خشونت یا توجیه قدرت بدل خواهد شد.
طه عبدالرحمن و قرآن؛ تفسیر معنوی، نه ایدئولوژیک
هرچند طه عبدالرحمن مفسر کلاسیک قرآن به معنای مصطلح نیست، اما قرآن در مرکز منظومه فکری او قرار دارد. او قرآن را نه صرفاً متنی تاریخی یا حقوقی، بلکه خطاب زنده اخلاقی و وجودی میداند.
در نگاه عبدالرحمن، فهم قرآن بدون تزکیه نفس، تعهد اخلاقی و عمل صالح ناقص و حتی گمراهکننده است.
او با فاصلهگذاری روشن از قرائتهای ایدئولوژیک و سیاسی از قرآن، بر این نکته تأکید میکند که قرآن پیش از آنکه برنامه حکومتداری باشد، کتاب انسانسازی است؛ کتابی که انسان را به مسئولیت، صدق، وفاداری و امانت فرا میخواند.
زبان، عمل و معنویت؛ تأثیر فلسفه زبان
یکی از وجوه بدیع اندیشه طه عبدالرحمن، تأثیرپذیری خلاقانه او از فلسفه زبان، بهویژه نظریه «افعال گفتاری» است. او بر این باور است که زبان دینی، صرفاً گزارشی یا توصیفی نیست، بلکه کنشی اخلاقی و وجودی است.
ذکر، دعا، تلاوت قرآن و حتی شهادتین، در نگاه او، افعالی هستند که انسان را دگرگون میکنند، نه صرفاً گزارههایی برای باور ذهنی.
از همینرو، عبدالرحمن بر پیوند ناگسستنی گفتار، کردار و نیت تأکید میکند؛ پیوندی که در بسیاری از قرائتهای مدرن از دین، گسسته شده است.
نسبت با تجدد؛ نه انفعال، نه انکار
طه عبدالرحمن نه مدافع تجدد غربی است و نه دشمن آن. او از موضعی مستقل، به نقد «تجدد تقلیدی» در جهان اسلام میپردازد؛ تجددی که بهجای خلاقیت، به مصرف نظریههای غربی بسنده کرده است.
بهزعم او، جهان اسلام برای بازیابی هویت خود، نیازمند نوسازی از درون است؛ نوسازیای که از اخلاق، ایمان و معنویت آغاز میشود، نه از ساختارهای صوری.
جایگاه طه عبدالرحمن در اندیشه اسلامی معاصر
طه عبدالرحمن امروز یکی از تأثیرگذارترین متفکران جهان اسلام بهشمار میرود؛ اندیشمندی که آثارش در حوزههای فلسفه اخلاق، الهیات، نقد تجدد و معنویت دینی مورد توجه گسترده قرار گرفته است.
او پلی است میان سنت و معاصرت؛ اما پلی اخلاقی، نه صرفاً نظری.
برای فضای فکری ایران، اندیشه عبدالرحمن میتواند الهامبخش گفتوگویی تازه میان قرآن، اخلاق، عقلانیت و زیست معاصر باشد؛ گفتوگویی که از تقابلهای فرساینده عبور میکند و افقهای نو میگشاید.
فیلسوفی برای زمانهی ما
در روزگاری که دین گاه به ایدئولوژی تقلیل مییابد و اخلاق به حاشیه رانده میشود، طه عبدالرحمن یادآور این حقیقت بنیادین است که بیاخلاقی، مرگ عقل است و بیمعنویتی، مرگ دین.
او فیلسوفی است که جرأت کرده است از عقل بپرسد: «در برابر چه کسی مسئول هستی؟»
و شاید همین پرسش، مهمترین میراث فکری طه عبدالرحمن برای جهان امروز باشد.



نظرات
0