
آب؛ نخستین قربانی اقلیم
در سالهای اخیر، بارش در تنگستان کاهش چشمگیری یافته است. چشمههایی که زمانی زندگی روستاها را جاری میکردند، یکی پس از دیگری خشکیدهاند. قنوات فروریخته، سفرههای آب زیرزمینی پایین رفته و چاههای بیرویه، رمق زمین را گرفتهاند. کشاورزان نخلدار امروز میان دو بحران گرفتارند: آسمانی که بارانش را دریغ میکند و مدیریتی که هنوز برنامهای برای سازگاری با کمآبی ندارد.
زمین و دریا در معرض تهدید
توسعهی بیضابطهی شهری و صنعتی، چهرهی طبیعی تنگستان را تغییر داده است. ساختوسازهای ساحلی بدون ارزیابی محیطزیستی، مسیر جریانهای آبی را برهم زده و فرسایش خاک را تشدید کردهاند.
در سواحل جنوبی، رهاسازی فاضلاب و زباله، آلودگی نفتی و تخریب زیستگاههای دریایی، حیات ماهیان و پرندگان را تهدید میکند. روزگاری این نواحی مأمن پرندگان مهاجر بود، اما اکنون بسیاری از آنها مسیر پرواز خود را تغییر دادهاند.
سوءمدیریت؛ زخمی عمیقتر از اقلیم
اگر تغییر اقلیم را بحرانی جهانی بدانیم، سوءمدیریت توسعه زخمی بومی است که از درون میتراود. در تنگستان، طرحهای عمرانی و صنعتی غالباً بدون توجه به ظرفیتهای زیستمحیطی اجرا میشوند. نبود سیستم جمعآوری اصولی پسماند، ضعف نظارت بر برداشت آب و نادیدهگرفتن ارزیابیهای زیستمحیطی در پروژهها، همه نشان از فقدان نگاه پایدار دارد.
در چنین شرایطی، حتی کوچکترین خطا در مدیریت، به فاجعهای طبیعی منجر میشود.
منابع طبیعی در آستانهی فرسایش
پوشش گیاهی منطقه، که زمانی سپری در برابر فرسایش خاک بود، امروز پراکنده و ضعیف شده است. چرا بیشازحد دامها، آتشسوزیهای تابستانی و تغییر کاربری اراضی، جنگلهای تنک و مراتع را نابود کردهاند.
از سوی دیگر، فرونشست زمین و شور شدن خاک، نشانههایی از فشار بیش از اندازه بر منابع طبیعی هستند؛ نشانههایی که در صورت بیتوجهی، بازگشتناپذیر خواهند بود.
راه نجات در دستان مردم و مسئولان
نجات محیط زیست تنگستان نیازمند تصمیمهایی جسورانه و هماهنگ است.
اجرای طرحهای آبخیزداری، احیای پوشش گیاهی، مدیریت پسماند و آموزش جوامع محلی برای حفاظت از طبیعت باید در اولویت قرار گیرد.
از سوی دیگر، رسانهها و فعالان اجتماعی باید پیگیر شفافیت عملکرد نهادهای توسعهای باشند. آیندهی تنگستان در گروی همکاری مردم و مسئولان است — نه در سایهی شعار، بلکه در عمل.
سخن آخر
تنگستان امروز در دو راهی قرار دارد: یا میتواند الگویی از توسعهی پایدار در جنوب کشور شود، یا قربانی دیگری از چرخهی بیتوجهی به محیط زیست.
زمینِ این منطقه، هنوز زنده است؛ اما اگر نشنویم، شاید فردا صدای نفسهایش هم به گوش نرسد.



نظرات
0