
بهمننژاد در پیامهایی پر از درد و صداقت، از بیعدالتیهایی پرده برداشت که نه تنها هنر او، بلکه اعتبار صنایع دستی قشقایی را زیر سؤال بردهاند. او نوشت:
من دنبال زنده کردن هنر ایلم هستم، نه گدایی برای دوازده میلیون. فرشی که با عشق بافتم
در حالی که اثر بهمننژاد با گرههای سوزنی و نخهای اصیل بافته شده بود، اثری دیگر با ماژیک در تهران رونمایی شد. او با گلایه از سیاستهای ناعادلانه نوشت:
من که سه شبانهروز نخوابیدم، چون پارتی نداشتم، اثرم رونمایی نشد.
درخواست از دکتر میرزاوند، فرزند ایل قشقایی
در این میان، نگاهها به دکتر میرزاوند، رئیس سازمان امور عشایر ایران، دوخته شده است. او که خود از دل ایل قشقایی برخاسته، اکنون در جایگاهی قرار دارد که میتواند صدای هنر واقعی ایل باشد . قشقاییها انتظار دارند که در مراسمهای رسمی، نه نسخههای تقلبی، بلکه آثار اصیل و بینظیرشان که در جهان بیهمتاست، رونمایی شود.
هنر، هویت است نه تزئینات افتتاحیه
بهمننژاد با تأکید بر اصالت هنر قشقایی میگوید:
هنری که از ضمیر هنرمند سرچشمه میگیرد، آرامشبخش است. نه آنکه با ماژیک روی گلیم بنویسند و به اسم عشایر ایران رونمایی کنند. این نه افتخار، بلکه تحقیر صنایع دستی قشقایی است.
در روزگاری که هنر باید زبان هویت و فرهنگ باشد، بیتوجهی به هنرمندان واقعی، نه تنها آنان را دلزده میکند، بلکه میراث فرهنگی کشور را نیز در معرض فراموشی و تحریف قرار میدهد. صدای عشرت بهمننژاد، صدای تمام زنانیست که با دستانشان تاریخ میبافند؛ اما در سایه سیاست، دیده نمیشوند.
امید است مسئولان، بهویژه دکتر میرزاوند، با درایت و تعهد، از هنر واقعی ایل قشقایی رونمایی کنند؛ هنری که نه با ماژیک، بلکه با عشق و اصالت بافته شده است.



نظرات
1باسپاس فراولن ازآقای دانشورکه صدای بی صدایان شدند