
«روایت فرار از چنگال دشمن » همراه با گل محمد اسماعیلی
در گیرودار اشغال خرمشهر، گل محمد اسماعیلی بسیجی فداکار اهل کوهدشت لرستان،به همراه جمعی از همرزمانش در میان آتش و آهن به اسارت نیروهای عراقی درآمدند.
این رزمنده لرستانی که در طول ۸ سال دفاع مقدس،بیش از ۷۲ ماه در خط مقدم جبههها حضور مستمر داشت،به دست نیروهای دشمن اسیر می شود. هوشیاری ذهن ورزیده او در اسارت به کار افتاد؛متوجه شد نیروهای عراقی با بند پوتین،انگشتان شست اسرا را خوب نبسته اند . با چندین بار تقلای حساب شده،موفق شد بندها را باز کند.
در یک لحظه طلایی،از فرصت استفاده کرد و با شهامت وصف ناپذیر خود را به نیزارهای انبوه کنار رودخانه رساند. دو سرباز عراقی با خشم او را دنبال کردند. در این فرار پرشور،یکی از تعقیب کنندگان در جریان عبور خروشان رودخانه غرق شد و اسلحه سرباز دوم نیز به داخل آب افتاد.اکنون نبرد،تن به تن و بی اسلحه بود.
سرباز عراقی که فردی ورزیده ه نظر میرسید، با سرنیزه ای که به همراه داشت سعی کرد این رزمنده قهرمان را از پای درآورد.
درگیری شان نفس گیر و سهمگین بود؛نبرد زندگی در برابر مرگ. در نبردی که گویی کوتاه و همزمان بیپایان مینمود،گل محمد با مهارتی مثال زدنی موفق شد سرنیزه را از چنگ حریف بیرون بکشد و در اقدامی سرنوشت ساز،نیروی زبده عراقی را از پای درآورد. با بدن خسته ای که از عزم پولادین نیرو میگرفت ،خود را به جاده رساند و پس از ساعتها راهپیمایی طاقت فرسا،خود را به خرمشهر رساند تا یکی از به یاد ماندنیترین روایتهای مقاومت و شهامت را در تاریخ دفاع مقدس جاودانه کند. این روایت،نمادی از عشق و ایثار رزمندگانی است که برای دفاع از میهن اسلامی خود تا پای جان ایستادند.



نظرات
0