
در سفرنامهی برادران امیدوار میخوانیم:
چون یکی از افراد اینکا مستوجب کیفر شناخته شده و مجازات میگردید، دیگر هیچ کس از او یادی نمیکرد. یا مراسمی به خاطر او برپا نمیشد. شگفت آنکه رئیس اینکاهاکه امر داوری و قضاوت را بر عهده داشت بر این باور بود که پس از انجام مجازات عادلانه تا سال دیگر زنده مانده و در تمامی طول سال کوچکترین گزندی به او نخواهد رسید.
اما اگر داوری او عادلانه نبوده و بیگناهی به خاطر رای او مجازات میشد، بیشک تاوان آن ناداوری نادرست را داده و در همان سال قالب تهی میکرد.
در این میان موضوع دیگری هم دربارهی مجازات وجود دارد که به جانوران حرامگوشت بستگی دارد.به این معنا که هر گاه گناهکاری که مجرم شناخته شده و آمادهی مجازات گردد، باز هم رئیس قبیله میتواند او را عفو کرده و از مجازات رهایی دهد. البته در صورتی که از روز دستگیری تا روز مجازات رئیس قبیله ستکم ده بار با یکی از حیوانات حرامگوشت روبهرو شده باشد! زیرا به اعتقاد اینکاها پدیدار شدن این نوع جانور، هشداری است به آن داور مبادا کسی را به ناروا محکوم به مجازات مرگ کرده و مرتکب عمل حرامی شود! اگرچه چون رئیس قبیله یا قاضی کمتر در جاهای عمومی ظاهر میشد، کمتر متهمی هم به این ترتیب از مجازات مرگ نجات مییافت.



نظرات
0