
به عظمتِ "عشق" ؛ همان حقیقتی که قلم، راوی آن می شود
و به حرمتِ "قلم" ؛ همان امانتی که خداوند در کلام جاودانهاش به آن سوگند یاد میکند
و به کرامت انسان که "عشق" را جوهر قلم می کند تا بر صفحه ی دل، واژه ها را بیاراید؛
که این "قلم" اقیانوسی از معناست؛
قدرتی والا در هدایت احساس به صفحه ی سپید کاغذ؛
توان بخش ناتوانی گفتار، آن هم درست زمانی که زبان دست به دامن "نوشتار"می شود.
واقعا چه با شکوه است این قلم؛ و چه قدرتی در رهایی دارد
رهایی از هر آنچه ذهن می سازد و به دنبال جامه ای از معنا می گردد
و هر آنچه ذهن پرورش می دهد و دل تاب نگه داری اش را ندارد؛
رهایی از تلاطم امواج آن هنگام که دریای درون از نگرانی ها خروشان می شود.
"قلم"همان دست یاور است که جلو می آید تا آرامش را در جان مهمان کند و پناه لحظه ها باشد
حالا این قلم با این همه وصف بی انتها که هر آنچه از ارزشش بیان شود، باز قطره ای بیش نیست؛ تقدسی دارد
که این مقدس بودن در همان حقیقتیست که بر جای می گذارد.
قلم حق کلمات را با حفظ همین تقدس ادا می کند
که شاید راز آن سوگند همین مسئولیت سنگین قلم باشد.
✍️ مه سیما صانع نژاد
..
انتشارات حوزه مشق
09393353009
https://ble.ir/hooze_mashg



نظرات
0