
محمدمهدی شمسالدین؛ فقیهی که سیاست را با اخلاق و دین را با مسئولیت اجتماعی معنا کرد
نویسنده:دکتر فردین احمدی
مدیر مسئول انتشارات بینالمللی حوزه مشق
۱۳۷۹ خورشیدی، جهان تشیع یکی از اندیشمندترین و اثرگذارترین چهرههای معاصر خود را از دست داد؛ محمدمهدی شمسالدین، عالم دینی، متفکر سیاسی و رئیس مجلس اعلای اسلامی شیعیان لبنان؛ شخصیتی که نام او با «عقلانیت دینی»، «زیست مسالمتآمیز»، و «بازخوانی نقش شیعه در دولت مدرن» پیوندی ناگسستنی دارد. درگذشت شمسالدین، پایان زندگی عالمی بود که دین را از انزوا بیرون آورد، اما هرگز آن را به ابزار قدرت فرو نکاست.
محمدمهدی شمسالدین از جمله عالمانی بود که بهدرستی دریافت مسئله اصلی جهان اسلام، صرفاً فقه یا سیاست نیست، بلکه نسبت دین با جامعه متکثر و دولت مدرن است. او برخلاف بسیاری از قرائتهای احساسی یا ایدئولوژیک، کوشید پاسخ این پرسش را با زبان اجتهاد، عقل جمعی و تجربه تاریخی ارائه دهد. همین رویکرد، او را به یکی از مهمترین نظریهپردازان سیاسی شیعه در قرن چهاردهم هجری بدل ساخت.
شمسالدین در اندیشه سیاسی خود، بر «دولت مدنی با مرجعیت اخلاق دینی» تأکید داشت. او معتقد بود که شیعه، در جوامع متکثر مانند لبنان، نه باید در پی سلطه باشد و نه در حاشیه بماند، بلکه باید شریکی مسئول در ساختن وطن مشترک باشد. این دیدگاه، گامی بلند در عبور از تقابلهای فرقهای و حرکت بهسوی همزیستی ملی بود؛ دیدگاهی که لبنانِ زخمخورده از جنگهای داخلی، بیش از هر زمان به آن نیاز داشت.
ریاست او بر مجلس اعلای اسلامی شیعیان لبنان، صرفاً یک موقعیت اداری نبود؛ بلکه تریبونی برای نهادینهسازی این اندیشه بود. شمسالدین از این جایگاه، هم از حقوق شیعیان دفاع کرد و هم آنان را به مشارکت مسئولانه در سرنوشت کشور فراخواند. او بهروشنی میگفت که عدالت، بدون حضور فعال در عرصه عمومی، به مطالبهای بیاثر تبدیل میشود.
یکی از شجاعانهترین مواضع شمسالدین، تأکید او بر عدم ولایت سیاسی فقیه در خارج از مرزهای ملی و احترام به حاکمیت کشورها بود؛ موضعی که از اجتهادی مستقل و شجاعت فکری حکایت داشت. او باور داشت که فقیه باید وجدان بیدار جامعه باشد، نه جایگزین نهادهای مدنی و سیاسی. این نگاه، جایگاه او را در میان اندیشمندان دینی معاصر ممتاز و گاه مناقشهبرانگیز کرد، اما هرگز از عمق و صداقت آن نکاست.
در کنار اندیشه سیاسی، شمسالدین فقیهی ریشهدار و عالمی دقیق بود. فقه او، فقه واقعیتها بود؛ فقهی که درد جامعه را میشناخت و از متن زندگی مردم میجوشید. او از آن دسته فقهایی بود که فتوا را نه در خلأ نظری، بلکه در بستر شرایط اجتماعی، تاریخی و انسانی صادر میکرد. همین امر، به فقه او پویایی و کارآمدی میبخشید.
از منظر اخلاقی، محمدمهدی شمسالدین نماد وقار، گفتوگو و پرهیز از افراط بود. در روزگاری که صدای تند، بیش از صدای عاقلانه شنیده میشود، او بر گفتوگو میان مذاهب، ادیان و جریانهای فکری تأکید داشت. باور او این بود که حقیقت، در فضای آرام و استدلالی بهتر دیده میشود تا در غوغای تکفیر و حذف.
نقش شمسالدین در تاریخ معاصر تشیع، نقشی تمدنی است. او تلاش کرد شیعه را از حاشیهنشینی تاریخی به کنشگری مسئولانه برساند، بیآنکه هویت دینیاش را قربانی سیاستزدگی کند. این تعادل دشوار، حاصل سالها تأمل، تجربه و شجاعت اخلاقی بود.
درگذشت او در سال ۱۳۷۹ خورشیدی، فقدان اندیشمندی بود که بیش از هر چیز، «مسئولیت» را به دین بازگرداند. امروز، در جهانی که دین گاه به عامل تفرقه یا ابزار قدرت بدل میشود، بازخوانی اندیشههای شمسالدین ضرورتی دوباره یافته است. او به ما آموخت که دین، زمانی زنده است که در خدمت کرامت انسان و آرامش جامعه باشد.
محمدمهدی شمسالدین رفت، اما پرسشهایی که طرح کرد، همچنان پیشروی ماست:
نسبت دین و دولت چیست؟
فقیه تا کجا مسئول است؟
و چگونه میتوان دیندار بود، بیآنکه دیگری را حذف کرد؟
در سالروز درگذشت این عالم دینی و نظریهپرداز سیاسی لبنان، یاد او را با احترام به عقلانیت دینی، شجاعت اجتهادی و اخلاق گفتوگو گرامی میداریم؛ یاد مردی که سیاست را از خشونت و دین را از انزوا رهانید.



نظرات
0