
شیخ عباس قمی؛ مردی که دعا را به متن زندگی شیعه آورد
نویسنده: دکتر فردین احمدی مدیر مسئول انتشارات بین المللی حوزه مشق
در تاریخ فرهنگ شیعه، کمتر عالمی را میتوان یافت که بیآنکه صاحب منصب سیاسی یا مرجعیت رسمی باشد، تا این اندازه در زیست روزمره دینداران حضور داشته باشد. نام شیخ عباس قمی از این سنخ است؛ عالمی که نه با خطابههای آتشین سیاسی شناخته شد و نه با نزاعهای کلامی، بلکه با دعا، با ذکر، با اتصال خاموش و پیوسته دل انسان به آسمان. او از آن دست عالمانی است که آثارشان نه فقط خوانده، بلکه زیسته شده است.
۲۲ ذیالحجه ۱۳۵۹ قمری، برابر با ۱۳۱۹ شمسی، روزی است که شیعه یکی از مؤثرترین خادمان فرهنگ دینی خود را از دست داد؛ اما پارادوکس تاریخ اینجاست که با درگذشت شیخ عباس قمی، حضور او در خانهها، مساجد، حسینیهها و خلوتهای شبانه مردم آغاز شد؛ حضوری که تا امروز نیز استمرار دارد.
از قم تا نجف؛ سلوک علمی یک محدث متواضع
شیخ عباس قمی (۱۲۹۴–۱۳۵۹ق) محصول سنت اصیل حوزههای شیعه است؛ سنتی که علم را با تهذیب، حدیث را با اخلاص و تحقیق را با تواضع در هم میآمیزد. او در قم پرورش یافت و در نجف به کمال رسید؛ در محضر بزرگانی چون محدث نوری، که خود ستون حدیث شیعه در قرن سیزدهم و چهاردهم بود. این نسبت علمی، کلید فهم شخصیت عباس قمی است: او نه صرفاً ناقل روایت، بلکه وارث یک مکتب حدیثی اخلاقمحور بود.
در روزگاری که برخی عالمان، حدیث را یا به سطح نقل بیتحلیل فرو میکاستند یا در پیچوخم فلسفه و کلام از دسترس عموم خارج میکردند، شیخ عباس قمی راه سومی گشود: بازگرداندن حدیث به زندگی مردم، بدون ابتذال و بدون تحریف.
مفاتیح الجنان؛ کتابی که کتاب نشد، بلکه «رفیق» شد
اگر از میلیونها شیعه در ایران، عراق، لبنان، شبهقاره و مهاجرتگاههای غربی بپرسیم نخستین کتاب دینی غیر از قرآن که در خانه دارند چیست، پاسخ غالب «مفاتیح الجنان» است. این واقعیت اجتماعی، خود نیازمند تحلیل است.
مفاتیح الجنان تنها یک گردآوری ادعیه نیست؛ پروژهای فرهنگی است. شیخ عباس قمی با دقتی محدثانه، ادعیه معتبر را از منابع کهن استخراج کرد، اما در عین حال با ذوقی اجتماعی آنها را سامان داد؛ بهگونهای که دعا از یک متن تخصصی، به آیینی همگانی بدل شود. او زبان دعا را به زبان زندگی نزدیک کرد، بیآنکه از قداست آن بکاهد.
راز ماندگاری مفاتیح در این است که نه کتاب نخبگانی است و نه عامیانه؛ نه صرفاً متن عبادی است و نه فقط کتاب مناسک. مفاتیح، «تقویم معنوی» شیعه است؛ از تولد تا مرگ، از شادی تا اندوه، از امید تا اضطرار.
محدثی که تاریخ را نیز زنده کرد
شهرت شیخ عباس قمی اغلب به مفاتیح الجنان محدود میشود، اما این تقلیل، ظلمی آشکار به گستره علمی اوست. آثاری چون منتهی الآمال، نفسالمهموم، سفینةالبحار و الکنی و الالقاب نشان میدهد که او تاریخنگاری دقیق، رجالشناس آگاه و محدثی سختگیر در اعتبارسنجی روایت بوده است.
بهویژه در نفسالمهموم، او الگویی تازه از تاریخنگاری عاشورا ارائه میدهد؛ الگویی که میان عاطفه و عقل، میان سوگ و سند، تعادل برقرار میکند. این اثر هنوز هم یکی از منابع اصلی منبرهای عاشورایی است، بیآنکه به ورطه اغراق و جعل فروغلتد.
زهد، نه در انزوا؛ که در مسئولیت
شیخ عباس قمی زاهد بود، اما زهد او به معنای گریز از جامعه نبود. او در سادهترین شکل زیست، اما پیچیدهترین نیازهای معنوی جامعه را پاسخ گفت. نقل است که از شهرت گریزان بود و از چاپ آثارش اکراه داشت، اما همین انسان فروتن، پرتیراژترین نویسنده تاریخ تشیع شد؛ بیآنکه خود چنین قصدی داشته باشد.
این نکته، پیام مهمی برای زمانه ما دارد: اثرگذاری پایدار، الزاماً محصول استراتژی رسانهای نیست؛ گاه نتیجه صداقت علمی و خلوص نیت است.
چرا عباس قمی هنوز «زنده» است؟
پرسش اصلی اینجاست: چرا پس از گذشت بیش از هشتاد سال از درگذشت شیخ عباس قمی، هنوز نام او زنده است و آثارش چاپ میشود، تصحیح میشود و خوانده میشود؟
پاسخ را باید در سه عنصر جستوجو کرد: اخلاص، دقت و فهم زمانه. او نه خود را بر متن تحمیل کرد و نه متن را قربانی سلیقه شخصی ساخت. واسطهای امین بود میان سنت و مردم. در عصری که انسان مدرن بیش از هر زمان دیگری با اضطراب، تنهایی و گسست معنوی روبهروست، میراث عباس قمی همچنان کارآمد است؛ زیرا دعا را نه ابزار فرار، بلکه شیوه زیستن معرفی میکند.
شیخ عباس قمی از آن عالمانی است که اگر امروز زنده بود، احتمالاً باز هم در حاشیه میماند؛ بیسروصدا، بیادعا. اما تاریخ نشان داده است که گاه حاشیهها ماندگارتر از متنها میشوند. او به ما آموخت که میتوان بیآنکه فریاد زد، اثر گذاشت؛ بیآنکه سیاستمدار بود، تاریخساز شد؛ و بیآنکه مدعی عرفان بود، دلها را به آسمان پیوند زد.



نظرات
0