
خودتان را معرفی بفرمایید؟
من مریم سلیمانی هستم؛ کارشناس علوم تربیتی با گرایش آموزش و پرورش و دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی با گرایش مثبتگرا.مدرس جهاد دانشگاهی، سخنران آموزشی و مدرس مهارتهای زندگی هستم.همچنین در حوزهی فن بیان به شیوهی «گیمیفیکیشن» برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان فعالیت میکنم و پژوهشگر و آموزشدهندهی مهارتهای مثبتنگری و ارتباطات مؤثر نیز هستم.نویسندهی پلنر «گنج موفقیت» و مجموعه کتاب «لقمههای فن بیان» و همچنین کارآفرین هستم.علاوه بر این، مدارک معتبر بینالمللی در زمینهی تربیت استادی، پداگوژی و مهارتهای مرتبط با فن بیان و گویندگی دارم.
چه تجربه یا انگیزهای باعث شد مسیر حرفهای خود را به سمت علوم تربیتی و سپس روانشناسی مثبتگرا سوق دهید؟
علاقهی من به آموزش، یادگیری و مهارتهای ارتباطی، همیشه انگیزهی اصلیام بوده است.در مسیر تدریس و پژوهش، به ایدهای رسیدم که بتوانم فن بیان را با روانشناسی مثبتنگر ترکیب کنم؛ یعنی از انرژی کلامی برای تقویت نگرش مثبت، انگیزه و خودباوری استفاده کنم. این ترکیب، آموزش را از حالت خشک و تئوریک به تجربهای الهامبخش و مؤثر تبدیل میکند.
به عنوان روانشناس مثبتگرا، این نگرش را چگونه در زندگی شخصی خود به کار میگیرید؟
برای من، روانشناسی مثبت فقط یک رشتهی تحصیلی نیست، بلکه شیوهی زندگی است.
سعی میکنم با حفظ آرامش، تمرکز و برنامهریزی اصولی، تعادل میان کار و زندگی را حفظ کنم. به عبارتی، از «لایفاستایل» تا «لایفبیزینس»، تلاش میکنم همان چیزهایی را که آموزش میدهم، در عمل زندگی کنم.
در کتاب «گنج موفقیت»، موفقیت از نگاه شما برای گروههای سنی مختلف چه معنایی دارد؟
به باور من، موفقیت از کودکی آغاز میشود؛ زمانی که فرد بتواند استعداد و برند شخصی خود را کشف کند.اگر کودکی یاد بگیرد با اعتمادبهنفس خودش را ابراز کند، میتواند در آینده نویسنده، شاعر، ورزشکار یا هنرمندی موفق باشد.در نوجوانی، موفقیت یعنی شناخت هویت و هدف، و در بزرگسالی، بهکارگیری آگاهانهی این استعدادها برای ایجاد ارزش در زندگی خود و دیگران.
آموزش فن بیان به شیوهی گیمیفیکیشن شامل چه المانهایی است؟ لطفاً یک مثال عملی بزنید.
در این روش، آموزش با بازی و شادی همراه است تا یادگیری برای هنرجو خستهکننده نباشد.مثلاً برای تمرین کنترل صدا و اعتمادبهنفس، از ابزارهایی مثل توپ، تفنگ آبپاش یا فلشکارتهای مهارت زندگی استفاده میکنیم تا هر تمرین به یک بازی گروهی، خلاق و لذتبخش تبدیل شود.در واقع، کودک یا نوجوان ناخودآگاه در حین بازی، مهارتهای فن بیان را یاد میگیرد.
بزرگترین تفاوت در آموزش فن بیان به کودکان، نوجوانان و بزرگسالان چیست؟
تفاوت اصلی در لحن آموزشی و نوع ارتباط مدرس است.کودک نیاز به آموزش همراه با بازی و تخیل دارد، نوجوان به انگیزه و هیجان نیازمند است، و بزرگسال بیشتر به تمرینهای کاربردی و هدفمند واکنش نشان میدهد.
و چه چالشهایی در هر گروه وجود دارد؟
در هر گروه سنی، علاقهمندیها و نیازهای متفاوتی وجود دارد.برای مثال، کودکان زود خسته میشوند، نوجوانان گاهی مقاومت رفتاری دارند و بزرگسالان ممکن است گرفتار ذهنیتهای تثبیتشده باشند. تطبیق روش آموزشی با این تفاوتها، کلید موفقیت است.
از نگاه شما، مهمترین مهارت پایهای برای داشتن فن بیان قوی چیست؟
بهنظر من، پایهی تمام مهارتهای بیانی عزتنفس و شخصیت کاریزماتیک است.وقتی فرد خودش را باور کند، صدایش، نگاهش و کلامش نیز قدرت میگیرد. فن بیان یعنی قدرت درون را به زبان آوردن.
بزرگترین چالش ارتباطات مؤثر در عصر امروز چیست و راهکار شما برای آن چیست؟
در نسل امروز، یکی از چالشهای اصلی لجبازی ارتباطی است؛ یعنی هر فرد فقط میخواهد شنیده شود، نه اینکه گوش دهد.راهکار من تقویت مهارت گوشدادن آگاهانه و درک متقابل است؛ چون ارتباط زمانی مؤثر است که دوطرف بخواهند همدیگر را بفهمند، نه فقط پاسخ دهند.
آیا خاطرهای از یکی از شاگردانتان دارید که تغییر چشمگیری در او دیده باشید؟
بله، شاگردی داشتم که از صحبت کردن در جمع دچار اضطراب شدید میشد. با تمرینهای مرحلهبهمرحلهی فن بیان و اعتمادبهنفس، بهتدریج توانست در جمع صحبت کند و امروز با لبخند از همان صحنهها لذت میبرد. این تغییرات، زیباترین پاداش کار من است.
در پایان، اگر بخواهید یک «لقمه فن بیان» به مخاطبان ما هدیه دهید، آن چه خواهد بود؟
باور کن صدای تو قدرت دارد.وقتی از درون به خودت ایمان بیاوری، هر کلمهات اثرگذار میشود.



نظرات
0