
پژوهشهای کارن رستمی در کانون توجه دانشگاه یوهانس کپلر اتریش
روایت تازهای از یک کارنامه پژوهشی؛ «قلندریه و شکوفایی شعر پارسی» در کانون ارزیابی علمی
دریاکنار: تهران ـ به گزارش شبکه خبری ایران اروپا و به نقل از شورای روابط عمومی کالج کپلر؛ ارزیابی دانشگاه یوهانس کپلر اتریش از مجموعه آثار و فعالیتهای پژوهشی کارن رستمی، بار دیگر توجهها را به پژوهشهایی جلب کرده است که با محوریت فرهنگ، عرفان، ادبیات و میراث فرهنگی مناطق غرب ایران انجام شدهاند.
به گزارش شبکهی خبری ایران و اروپا، در میان مجموعه آثاری که در جریان این ارزیابی مورد بررسی قرار گرفته، کتاب «قلندریه و شکوفایی شعر پارسی» جایگاه ویژهای دارد؛ اثری که نویسنده در آن تلاش کرده است ارتباط میان جریانهای عرفانی و تحولات شعر و فرهنگ ایرانی را از زاویهای متفاوت دنبال کند.
ارزیابی انجامشده از سوی دانشگاه یوهانس کپلر اتریش، این اثر را از نظر گستره موضوع، ساختار پژوهش و دامنه مباحث، در تراز یک پژوهش دانشگاهی پیشرفته و در سطح رساله دکترا ارزیابی کرده است.
اما اهمیت این کتاب صرفاً به موضوع قلندریه محدود نمیشود. بخش مهمی از مسئلهای که رستمی در این پژوهش دنبال میکند، به جغرافیای فرهنگی ایران و سهم مناطق غربی کشور در شکلگیری و گسترش جریانهای عرفانی و ادبی بازمیگردد.
وقتی زاگرس وارد روایت تاریخ عرفان میشود
در روایتهای رایج از تاریخ عرفان و تصوف ایران، معمولاً برخی مراکز شناختهشده تاریخی در مرکز توجه قرار دارند؛ رستمی در «قلندریه و شکوفایی شعر پارسی» تلاش کرده است بخشی از این نگاه را با تمرکز بر غرب ایران و حوزه زاگرس میانی دوباره بررسی کند.
کرمانشاه، کردستان و مناطق پیرامون زاگرس در این پژوهش صرفاً یک موقعیت جغرافیایی نیستند، بلکه بخشی از مسئله اصلی نویسنده را تشکیل میدهند؛ مسئلهای که به ارتباط میان سنتهای فرهنگی، جریانهای عرفانی و تحولات ادبی مربوط میشود.
دیدگاه محوری کتاب بر این فرض استوار است که شناخت تاریخ عرفان و فرهنگ ایران بدون توجه کافی به میراث فرهنگی مناطق غربی کشور کامل نخواهد بود و بررسی این حوزه میتواند ابعاد دیگری از تاریخ اندیشه و فرهنگ ایران را آشکار کند.
از همین منظر، نویسنده میان موضوعاتی که در نگاه نخست از یکدیگر فاصله دارند ــ از تصوف و عرفان گرفته تا شعر فارسی، فرهنگ منطقهای و سنتهای شفاهی ــ ارتباط برقرار کرده است.
پژوهشی در چند مرز
«قلندریه و شکوفایی شعر پارسی» را نمیتوان بهسادگی در یک رشته مشخص دانشگاهی جای داد. موضوع کتاب در مرز میان تاریخ فرهنگ، عرفان و تصوف، ادبیات فارسی، مطالعات فرهنگی و پژوهشهای منطقهای حرکت میکند.
همین رویکرد میانرشتهای یکی از عواملی است که در ارزیابی علمی این اثر مورد توجه قرار گرفته است.
رستمی در کنار این کتاب، طی سالهای گذشته مجموعهای از پژوهشها را در زمینه فرهنگ عامه، اسطورهشناسی، تاریخ و میراث فرهنگی منتشر کرده است. «اسطورهشناسی در میان کُردان»، «شاماران؛ ایزدبانویی که کشته شد!»، «خاستگاه اسطوره و راز»، «باورهای عامیانه زاگرس» و مجموعه «تاریخ کرمانشاه» از جمله آثار و پروژههای پژوهشی او هستند.
وجه مشترک بخشی از این آثار، تلاش برای ثبت و تحلیل عناصری از فرهنگ شفاهی و میراث فرهنگی است؛ حوزهای که در آن آیینها، باورها، روایتها، اسطورهها و سنتهای محلی بهعنوان بخشی از حافظه فرهنگی جامعه مورد مطالعه قرار میگیرند.
از اسطوره تا عرفان
مسیر پژوهشی رستمی در سالهای فعالیت خود تنها به مطالعات عرفانی محدود نبوده است. بررسی فرهنگ کردی، اسطورههای ایرانی، فولکلور، تاریخ محلی و ادبیات، بخشهای دیگری از این کارنامه را تشکیل میدهند.
کتاب «شاماران؛ ایزدبانویی که کشته شد!» نمونهای از مطالعات او در حوزه اسطورهشناسی است و در کنار آن، پژوهشهایی درباره باورهای عامیانه و فرهنگ زاگرس نیز انجام شده است.
در برخی از این آثار، استادان و صاحبنظران حوزه فرهنگ و ادبیات نیز با نگارش مقدمه یا ارائه دیدگاه درباره اثر، با آن همراه شدهاند.
از جمله نامهایی که در ارتباط با آثار رستمی دیده میشود، میتوان به میرجلالالدین کزازی، قطبالدین صادقی، عبدالجبار کاکایی، غلامحسین مراقبی، عبدالمجید ارفعی، علیرضا حسن زاده، علامه مهدی محقق و جلال جلالیزاده اشاره کرد.
ارزیابی یک کتاب یا بررسی یک مسیر؟
آنچه ارزیابی اخیر دانشگاه یوهانس کپلر اتریش را از یک اظهارنظر درباره یک کتاب متمایز میکند، توجه به مجموعه فعالیتهای پژوهشی و فرهنگی رستمی است.
بر اساس این ارزیابی، «قلندریه و شکوفایی شعر پارسی» در کنار دیگر آثار او بررسی شده و جایگاه آن در چارچوب یک مسیر مطالعاتی گستردهتر مورد توجه قرار گرفته است؛ مسیری که از تاریخ و ادبیات تا اسطورهشناسی، فرهنگ عامه و میراث فرهنگی مناطق غرب ایران امتداد دارد.در نهایت، دانشگاه یوهانس کپلر اتریش با توجه به مجموعه آثار و فعالیتهای پژوهشی و فرهنگی کارن رستمی، از این مسیر علمی و فرهنگی تقدیر کرده و کتاب «قلندریه و شکوفایی شعر پارسی» را نیز از منظر ظرفیت و گستره پژوهشی، در سطح یک پژوهش دانشگاهی پیشرفته ارزیابی کرده است.
این ارزیابی را میتوان بخشی از توجه فزاینده به پژوهشهایی دانست که تلاش دارند در کنار روایتهای شناختهشده از تاریخ و فرهنگ ایران، به جغرافیاها، سنتها و میراث فرهنگی کمتر دیدهشده نیز مجال بیشتری برای حضور در مطالعات علمی بدهند.
این یکی عمداً شبیه متن قبلی نیست؛ حتی نقطه شروع خبر، ترتیب اطلاعات، تیترهای میانی و زاویه روایت تغییر کرده است. همچنین پایانبندی را از حالت «تقدیر از شخص» به سمت اهمیت موضوع پژوهش و جایگاه مطالعات زاگرس بردهام تا خبر طبیعیتر و جدیتر به نظر برسد.



نظرات
0