گلچینی از فرهیختگان عرصه اطلاع رسانی بوده که در توسعه آگاهی عمومی ایفای نقش می نمایند
اخبار فوری
آخرین اخبار
ایران و چین در آستانه نظم جدید جهانی ؛ شراکت استراتژیک یا وابستگی خاموش ؟
روابط ایران و چین

ایران و چین در آستانه نظم جدید جهانی؛ شراکت استراتژیک یا وابستگی خاموش؟

نویسنده: دکتر فردین احمدی پژوهشگر و تحلیلگر  چین 

در جهانی که نظم پساجنگ سرد به آرامی در حال فروپاشی است، روابط ایران و چین دیگر صرفاً یک همکاری اقتصادی یا دیپلماتیک معمولی نیست؛ بلکه به بخشی از بازآرایی قدرت در قرن بیست‌ویکم تبدیل شده است. اگر در دهه‌های گذشته رابطه تهران و پکن بیشتر بر محور نفت، تجارت و دور زدن فشارهای غرب تعریف می‌شد، امروز این مناسبات وارد مرحله‌ای عمیق‌تر و پیچیده‌تر شده؛ مرحله‌ای که باید آن را در چارچوب «گذار به نظم چندقطبی» فهمید.

جهان در حال تجربه انتقال تدریجی قدرت از غرب به آسیاست. چین اکنون فقط کارخانه جهان نیست؛ بلکه بازیگری است که می‌خواهد قواعد جهان آینده را نیز بازنویسی کند. از فناوری‌های نوین و هوش مصنوعی گرفته تا زیرساخت‌های مالی، انرژی و زنجیره‌های تأمین جهانی، پکن تلاش می‌کند معماری جدیدی از قدرت را شکل دهد؛ معماری‌ای که در آن وابستگی به غرب کاهش یابد و قدرت‌های غیرغربی سهم بیشتری از تصمیم‌گیری جهانی داشته باشند.

در چنین شرایطی، ایران برای چین صرفاً یک صادرکننده نفت نیست. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، آن را به حلقه‌ای مهم در اتصال شرق آسیا به خاورمیانه، قفقاز، آسیای مرکزی و حتی اروپا تبدیل کرده است. ایران در قلب یکی از مهم‌ترین کریدورهای ژئواکونومیک جهان قرار دارد؛ جایی که می‌تواند در آینده تجارت، انرژی و ترانزیت جهانی نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کند. به همین دلیل است که ابتکار «کمربند و جاده» چین بدون حضور فعال ایران، از منظر راهبردی ناقص خواهد بود.

اما مسئله مهم‌تر این است که روابط تهران و پکن امروز فقط اقتصادی نیست؛ بلکه به تدریج رنگ و بوی ژئوپلیتیکی و فناورانه نیز گرفته است. در عصر جدید، قدرت تنها با تعداد تانک‌ها و موشک‌ها سنجیده نمی‌شود. داده، هوش مصنوعی، شبکه‌های ارتباطی، زیرساخت‌های دیجیتال و فناوری‌های پیشرفته به عناصر اصلی قدرت ملی تبدیل شده‌اند. چین این واقعیت را زودتر از بسیاری از کشورها فهمید و اکنون تلاش می‌کند «جاده ابریشم دیجیتال» را در کنار جاده ابریشم سنتی گسترش دهد.

برای ایران نیز همکاری فناورانه با چین می‌تواند فرصتی تاریخی باشد؛ به‌ویژه در شرایطی که تحریم‌های غرب دسترسی تهران به بسیاری از فناوری‌ها و سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی را محدود کرده است. توسعه زیرساخت‌های مخابراتی، انرژی‌های نو، اقتصاد دیجیتال و حمل‌ونقل هوشمند از جمله حوزه‌هایی هستند که می‌توانند زمینه همکاری‌های عمیق‌تر میان دو کشور را فراهم کنند.

با این حال، نگاه واقع‌بینانه به روابط ایران و چین اهمیت بسیار زیادی دارد. در فضای سیاسی و رسانه‌ای ایران معمولاً دو تصویر افراطی از چین ارائه می‌شود؛ یا چین به عنوان «منجی اقتصادی» معرفی می‌شود، یا به عنوان قدرتی فرصت‌طلب که صرفاً به دنبال منافع خود است. واقعیت اما پیچیده‌تر از این دوگانه ساده است.

چین پیش از هر چیز یک قدرت عملگراست. سیاست خارجی پکن بر اساس ایدئولوژی یا احساسات تنظیم نمی‌شود، بلکه بر پایه منافع بلندمدت اقتصادی و امنیتی شکل گرفته است. به همین دلیل چین همزمان که با ایران همکاری می‌کند، روابط گسترده‌ای نیز با عربستان سعودی، امارات متحده عربی و حتی اسرائیل دارد. پکن نمی‌خواهد وارد تنش‌های ایدئولوژیک خاورمیانه شود؛ بلکه تلاش می‌کند با همه بازیگران منطقه کار کند و ثبات لازم برای تجارت و انرژی را حفظ نماید.

این همان نکته‌ای است که سیاست‌گذاران ایرانی باید با دقت درک کنند. رابطه با چین زمانی می‌تواند برای ایران سودمند باشد که از حالت مصرفی و کوتاه‌مدت خارج شود و به یک مشارکت هدفمند برای انتقال فناوری، توسعه زیرساخت و افزایش قدرت تولید ملی تبدیل گردد. اگر همکاری با چین صرفاً به صادرات نفت و واردات کالا محدود بماند، در بلندمدت نه‌تنها تحول اقتصادی ایجاد نخواهد کرد، بلکه می‌تواند وابستگی جدیدی را شکل دهد.

تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که چین در همکاری‌های خارجی خود به شدت نتیجه‌محور عمل می‌کند. کشورهایی توانسته‌اند از ظرفیت اقتصادی چین بیشترین بهره را ببرند که دارای استراتژی توسعه داخلی، نظام تصمیم‌گیری منسجم و اولویت‌بندی روشن بوده‌اند. در مقابل، کشورهایی که صرفاً به امید سرمایه‌گذاری خارجی حرکت کرده‌اند، اغلب به بازار مصرف کالاهای چینی تبدیل شده‌اند.

در این میان، توافق همکاری ۲۵ ساله ایران و چین را نیز باید با همین نگاه تحلیل کرد. اهمیت واقعی این توافق نه در متن سیاسی آن، بلکه در میزان اجرایی شدن پروژه‌های واقعی اقتصادی و فناورانه نهفته است. افکار عمومی زمانی به موفقیت چنین توافق‌هایی باور پیدا می‌کند که آثار ملموس آن را در زندگی روزمره، اشتغال، توسعه صنعتی و رشد فناوری مشاهده کند.

نکته مهم دیگر این است که روابط ایران و چین بخشی از رقابت بزرگ‌تر میان چین و ایالات متحده نیزمحسوب می‌شود. هرچه رقابت پکن و واشنگتن شدیدتر شود، اهمیت ژئوپلیتیکی ایران برای چین نیز افزایش خواهد یافت. اما همین مسئله می‌تواند مخاطراتی نیز ایجاد کند. ایران باید مراقب باشد که در بازی پیچیده قدرت‌های بزرگ، صرفاً به یک کارت ژئوپلیتیکی تبدیل نشود.

واقعیت این است که قرن بیست‌ویکم، قرن بازگشت ژئوپلیتیک است؛ قرنی که در آن قدرت‌های بزرگ دوباره برای کنترل فناوری، انرژی، تجارت و مسیرهای راهبردی رقابت می‌کنند. در چنین جهانی، روابط ایران و چین می‌تواند هم یک فرصت تاریخی باشد و هم یک آزمون بزرگ برای سیاست خارجی و توسعه ملی ایران.

موفقیت این رابطه نه به شعارهای سیاسی، بلکه به میزان عقلانیت راهبردی، قدرت چانه‌زنی و توانایی ایران در تبدیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود به مزیت اقتصادی و فناورانه بستگی دارد. آینده این همکاری را نه بیانیه‌ها، بلکه واقعیت‌های اقتصاد جهانی و تصمیم‌های سخت سیاست‌گذاران تعیین خواهد کرد.

شناسه خبر : 25636
تاریخ : 1405/2/21 12:49:09
لینک خبر :  https://daryaaknar.ir/sl/Vuv6Wu
نویسنده خبر :
X

🔶 دکتر فردین احمدی

🔹 مدیر مسئول  و صاحب امتیاز انتشارات بین المللی حوزه مشق

🔹 مدرس دانشگاه

🔹فعال رسانه (تلویزیون،رادیو،خبرگزاری ها و...)

🔹 مدیر مسئول سایت حوزه مشق

🔹 مدیر مسئول سایت فروشگاه کتاب باز حوزه مشق

🔹دبیر انجمن ادبی کشف استعداد برتر

برچسب ها #چاپ کتاب #انتشارات حوزه مشق

نظرات

0
دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد. پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد. پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.