
✨باران✨
گاهی آسمان آنقدر دلش پر میشود که دیگر تاب نگه داشتن اشکهایش را ندارد. آنگاه، باران آرام و بیصدا بر شانههای زمین مینشیند و قصهی مهربانی را زمزمه میکند. هر قطرهی باران، مرواریدی زلال است که از آسمان به زمین هدیه میشود.
با نخستین قطره، خاک نفس عمیقی میکشد و عطر دلانگیزش در کوچهها میپیچد؛ گویی زمین پس از روزها تشنگی، جرعهای آب نوشیده و دوباره جان گرفته است. درختان دستهای سبز خود را به سوی آسمان بلند میکنند و برگها در جشن باران میرقصند. گنجشکها آواز شکرگزاری سر میدهند و جویبارها با خندهای شیرین به راه میافتند.
باران تنها آب نیست؛ پیامآور امید است. هر بار که میبارد، غبار خستگی را از چهرهی شهر میشوید و به دلهای غمگین نوید آغاز دوباره میدهد. همانگونه که پس از هر باران، رنگینکمان لبخند میزند، پس از هر سختی نیز روزهای روشن از راه میرسند.
من باران را دوست دارم؛ زیرا به من میآموزد که حتی ابرهای تیره نیز میتوانند سرچشمهی زیبایی و زندگی باشند. باران به من یاد میدهد که گاهی باید مانند ابر، اندوه را رها کرد تا دل سبک شود و زندگی دوباره شکوفه بزند.
به گمان من، باران زیباترین شعر طبیعت و لطیفترین هدیهی خداوند به زمین است؛ شعری که نه با واژهها، بلکه با قطرهها سروده میشود و هر بار که میبارد، دل انسان را نیز تازه میکند.
فریبا خوشرو✍
..
انتشارات حوزه مشق
09393353009
https://ble.ir/hooze_mashg



نظرات
2خیلی زیبا نوشتی ، قلمت مانا دختر پرتلاش🤍
عالیی بود آفرین،خیلی زیبا نوشتی🤍