
زینب؛ بانویی که پس از عاشورا، تاریخ را زنده نگه داشت
نویسنده: دکتر فردین احمدی مدیر مسئول انتشارات بین المللی حوزه مشق
وفات یک بانو یا خاموشی یک خورشید؟
وفات حضرت زینب سلاماللهعلیها، تنها پایان حیات جسمانی یک بانو نیست؛ لحظهای است که تاریخ، به احترام میایستد. چگونه میتوان از رفتن کسی سخن گفت که اگر نمیماند، عاشورا در همان ظهر دهم محرم دفن میشد؟ زینب رفت، اما صدایش ماند؛ ایستادگیاش ماند؛ و حقیقتی که بر دوش کشید، تا همیشه زنده ماند.
وفات او، غروب خورشیدی نیست؛ طلوع جاودانگی است.
زینب؛ تربیتیافته وحی
حضرت زینب، دختر علی(ع) و فاطمه(س)، خواهری از تبار حسین(ع)، و پرورده خانهای بود که وحی در آن نفس میکشید. او پیش از آنکه راوی کربلا شود، شاگرد مکتب صبر، توحید و معرفت بود. عقل علوی و قلب فاطمی، در وجود او جمع شده بود؛ و همین ترکیب، از او شخصیتی ساخت که تاریخ، کمتر همانندش را دیده است.
زینب، پیش از عاشورا، آماده عاشورا بود.
پس از حسین(ع)، رسالت آغاز شد
عاشورا با شهادت حسین(ع) پایان نیافت؛ با زینب آغاز شد. اگر میدان کربلا صحنه خون بود، کوفه و شام صحنه کلام شد؛ و این کلام، سلاح زینب بود. بانویی که داغ برادر، فرزندان، برادرزادگان و یاران را بر دل داشت، اما قامتش خم نشد و صدایش نلرزید.
در جهانی که زن را به حاشیه میراند، زینب در متن تاریخ ایستاد و مسیر آن را تغییر داد.
خطبههایی که امپراتوری را لرزاند
خطبه حضرت زینب در کوفه و شام، فقط اعتراض نبود؛ محاکمه تاریخ بود. او با زبانی آتشین و در عین حال الهی، قدرت را به چالش کشید و مشروعیت ظلم را فرو ریخت. یزید، در اوج قدرت، در برابر زنی ایستاد که چیزی برای از دست دادن نداشت، جز حقیقت؛ و حقیقت، شکستناپذیر است.
زینب نشان داد که قدرت حقیقی، در ایمان است نه در تخت و تاج.
صبر زینبی؛ اوج عقلانیت در دل مصیبت
صبر حضرت زینب، صبرِ سکوت نبود؛ صبرِ کنشگرانه بود. صبری که همراه با تحلیل، شجاعت و اقدام است. وقتی فرمود: «ما رأیتُ إلا جمیلاً»، نه مصیبت را انکار کرد و نه درد را کوچک شمرد؛ بلکه جهانبینی توحیدی خود را فریاد زد.
او به ما آموخت که میتوان در اوج رنج، معنا را حفظ کرد.
زینب؛ الگوی زن مسلمانِ تمدنساز
حضرت زینب، الگویی است فراتر از زمان و مکان. نه زن منزوی است و نه زن رهاشده؛ زنِ مسئول، آگاه و مؤمن است. او ثابت کرد که زن میتواند هم عفیف باشد و هم اثرگذار، هم صبور باشد و هم انقلابی، هم داغدار باشد و هم تاریخساز.
زینب، تعریف تازهای از زن در جهان ارائه داد؛ تعریفی که هنوز هم رقیبی ندارد.
وفات زینب؛ غربت یک قهرمان
دردناک آنجاست که بانویی با آن عظمت، در غربت از دنیا رفت؛ بانویی که تمام عمرش را وقف بیداری امت کرد. وفات او، نه در هیاهوی قدرت، که در سکوت تاریخ رخ داد؛ اما این سکوت، فریاد بلندی در دل وجدان بشر است.
غربت زینب، آینهای است از غربت حقیقت در جهان.
اگر زینب نبود…
این جمله، اغراق نیست؛ واقعیت تاریخ است. اگر زینب نبود، عاشورا در حد یک قیام شکستخورده باقی میماند. اگر زینب نبود، خون حسین(ع) به فراموشی سپرده میشد. اگر زینب نبود، ظلم پیروز میدان معرفی میشد.
زینب، حافظ خون خدا بود.
پیام زینب برای امروز
امروز که جهان پر از روایتهای جعلی، تحریف حقیقت و وارونهنمایی ارزشهاست، زینب بیش از همیشه زنده است. او به ما میآموزد که در برابر دروغ، سکوت نکنیم؛ حتی اگر تنها بمانیم. به ما میآموزد که روایت حق، وظیفه است؛ نه انتخاب.
زینب، بانوی روایتِ درست تاریخ است.
زینب و مسئولیت ما
یاد زینب، تنها برای اشک ریختن نیست؛ برای ایستادن است. وفات او، باید ما را به این پرسش برساند: ما در کدام سوی تاریخ ایستادهایم؟ آیا روایتگر حقیقتیم یا تماشاگر تحریف؟
دوست داشتن زینب، یعنی زینبی زندگی کردن.
حضرت زینب سلاماللهعلیها، با وفاتش نرفت؛ در جان تاریخ ماند. او ثابت کرد که گاهی خدا، ادامه یک پیام را به یک زن میسپارد؛ زنی که قامتش از کوه بلندتر و ایمانش از شمشیر برندهتر است.
تاریخ، با صدایی آرام اما قاطع، شهادت میدهد:
عاشورا با حسین آغاز شد، اما با زینب جاودانه گشت.



نظرات
0