
بررسی و آشنایی با کتاب «هوش هیجانی» اثر دانیل گلمن همراه با الهام دلیران
چرا باید این کتاب را بخوانیم؟
آیا تا حالا از خودت پرسیدی:
«چرا بعضیها با اینکه خیلی باهوش نیستند، توی زندگی یا کار، موفقترند؟»
یا «چطور بعضیها میتونن خونسرد، بااعتمادبهنفس و اجتماعی رفتار کنن، حتی توی سختترین موقعیتها؟»
پاسخ در یک واژهست: هوش هیجانی (EQ)
به گزارش دریاکنار: الهام دلیران - قبل از معرفی و بررسی این اثر باید بگوییم کتاب «کاربرد هوش هیجانی در محیط کار» نوشته دانیل گلمن به بررسی نقش هوش هیجانی (EI) در موفقیت حرفهای و بهبود عملکرد در محیط کار میپردازد. این کتاب ادامهدهنده ایدههای پیشین گلمن درباره هوش هیجانی، با تمرکز ویژه بر کاربرد آن در سازمانها و محیطهای کاری است. گلمن استدلال میکند که ویژگیهای هوش هیجانی، مانند خودآگاهی، همدلی، و مهارتهای اجتماعی، میتوانند به افراد کمک کنند تا در روابط حرفهای موفقتر باشند و عملکرد بهتری داشته باشند. دانیل گلمن در این کتاب پرفروش، با نثری روان و علمی، نشون میده که برخلاف تصور رایج، موفقیت در زندگی خیلی بیشتر به مدیریت احساسات و ارتباط با دیگران وابستهست تا ضریب هوشی (IQ).
فردی بلکه در رهبری و مدیریت تیمها نیز نقشی کلیدی ایفا میکنند.
کتاب بهطور خاص به اهمیت هوش هیجانی در رهبری و مدیریت تیمها اشاره میکند. گلمن معتقد است که مدیران با هوش هیجانی بالا میتوانند تصمیمات بهتری بگیرند، ارتباطات موثری برقرار کنند و در زمانهای بحرانی بهتر عمل کنند. او همچنین توضیح میدهد که در محیطهای کاری، افرادی که قادرند احساسات خود و دیگران را شناسایی و مدیریت کنند، موفقتر خواهند بود و میتوانند تعارضات را بهتر حل کنند. «کاربرد هوش هیجانی در محیط کار» نشان میدهد که هوش هیجانی نه تنها برای موفقیت فردی بلکه برای پیشبرد اهداف سازمانی نیز حیاتی است. گلمن با استفاده از مطالعات موردی و مثالهای واقعی از سازمانها، توضیح میدهد که توسعه هوش هیجانی میتواند به بهبود روابط کاری، افزایش بهرهوری، و ایجاد محیط کاری مثبت و کارآمد کمک کند.
جملات کلیدی و الهامبخش از کتاب:
«ما همیشه نمیتوانیم شرایط را کنترل کنیم، اما میتوانیم واکنش خود را کنترل کنیم.»
«کسی که هوش هیجانی بالایی دارد، لزوماً احساساتش را سرکوب نمیکند؛ بلکه آنها را درک و هدایت میکند.»
«همدلی، پایه و اساس هر رابطه موفق است. بدون آن، ارتباط فقط تبادل اطلاعات است، نه احساس.»
«خودآگاهی، اولین قدم برای کنترل زندگیست.»
«توانایی کنار آمدن با خود، پیشنیاز توانایی کنار آمدن با دیگران است.»
خلاصه مهمترین بخشهای کتاب:
1. خودآگاهی هیجانی
یاد میگیری چطور احساساتت رو در لحظه تشخیص بدی و اسم بذاری روش.
تمرین عملی: هر شب ۲ دقیقه بنویس که امروز چه احساساتی داشتی و چرا.
2. تنظیم هیجانات
یاد میگیری چطور با احساسات شدیدی مثل خشم، اضطراب، ترس یا غم برخورد کنی.
تمرین عملی: از تکنیک تنفس ۴-۷-۸ استفاده کن برای آرامسازی.
3. انگیزه درونی
نشون میده که افراد موفق، به جای پاداش بیرونی، از درون انگیزه میگیرن.
تمرین عملی: هر روز سه دلیل شخصی برای کاری که انجام میدی بنویس.
4. همدلی (Empathy)
درک احساسات دیگران نه با منطق، بلکه با حضور ذهن و شنیدن فعال.
تمرین عملی: در گفتگوها کمتر نصیحت کن، بیشتر گوش بده.
5. مهارتهای اجتماعی و ارتباطی
مدیریت تعارض، ایجاد اعتماد، تأثیرگذاری، و ساخت روابط سالم
تمرین عملی: بهجای واکنش سریع، قبل از پاسخ دادن ۳ ثانیه مکث کن.
*** نکات عملی از کتاب برای زندگی روزمره:
1. نفس عمیق، قبل از هر واکنش هیجانی
2. از گفتن جمله «من الان احساس … دارم» نترس!
3. یاد بگیر بین احساس و واکنش فاصله بندازی
4. گوش دادن واقعی، مهمتر از پاسخ دادن سریعه
5. روزانه چند دقیقه رو صرف خودآگاهی کن (مثلاً از خودت بپرس: الان دقیقاً چه حسی دارم؟)
⸻
نتیجهگیری:
کتاب «هوش هیجانی» فقط یک کتاب روانشناسی نیست؛ یه راهنمای زندگیه.
کتابی برای شناخت خود، مدیریت استرس، ساختن روابط بهتر و رشد فردی.
آشنایی با نویسنده این کتاب:
دانیل گلمن (متولد ۷ مارس ۱۹۴۶) روانشناس، نویسنده و روزنامهنگار علمی آمریکایی است. او به مدت دوازده سال برای نیویورک تایمز مینوشت و در مورد مغز و علوم رفتاری گزارش میداد. کتاب هوش هیجانی او در سال ۱۹۹۵ به مدت یک سال و نیم در فهرست پرفروشترینهای نیویورک تایمز، پرفروشترین کتاب در بسیاری از کشورها و در سراسر جهان به ۴۰ زبان منتشر شد.گلمن علاوه بر کتابهایش در مورد هوش هیجانی، کتابهایی در مورد موضوعاتی از جمله خودفریبی، خلاقیت، شفافیت، مدیتیشن، یادگیری اجتماعی و عاطفی، سواد زیستمحیطی و بحران زیستمحیطی و چشمانداز دالایی لاما برای آینده نوشته است.
معرفی و بررسی: الهام دلیران



نظرات
0