آخرین اخبار
خطشکن (داستانک)

تقدیم حضور شهید غیور سعید حمیدیاصل (عملیات کربلای ۴)
خطشکن
برگشتهام کنارش.نگاهم از پاهای له و خون بستهاش میسرد به دهان گلگرفتهاش. یک ساعت پیش ترکش خورد. لبهای لرزانش را گاز گرفت. دست کشیدم به موهای نرم صورتش:
_ داد نزنیا، لو میریم کاکا!
نفسبریده راه را نشانم داد:
_صدام..... ور گوش..... احدی نمیرسه.
نویسنده: الهام آبادهای، کرمان
شناسه خبر : 24200
تاریخ : 1404/9/18 04:50:50
لینک خبر : https://daryaaknar.ir/sl/3u3rRO



نظرات
0