
سعدی بیش از بیست سال در مناطق ویران شده جنگ سفر کرد. به دلیل تهاجمات مغول در مناطق متروک زندگی کرد و در مسیرهای تجاری ابریشم زمانی پر جنب و جوش با کاروان هایی روبرو شد که از جان خود میترسیدند.
سعدی در اردوگاههای آوارگان منزوی زندگی میکرد و در آنجا با راهزنان، روحانیون، مردانی که قبلاً ثروت زیادی داشتند یا فرماندهی ارتش را بر عهده داشتند، روشنفکران و مردم عادی ملاقات کرد.
در حالی که منابع مغولی و اروپایی (مانند مارکوپولو) به قدرت و زندگی درباری حکومت ایلخانان گرایش داشتند، سعدی با بازماندگان عادی منطقه جنگ زده آمیخت. او تا پاسی از شب در چایخانههای دورافتاده مینشست و با بازرگانان، کشاورزان، واعظان، راهداران، دزدان و اهل تصوف تبادل نظر میکرد.
آثار سعدی بازتابی از زندگی مردم عادی ایرانی است که در دوران پرتلاطم حمله مغول از آوارگی، مصیبت، رنج و درگیری رنج میبردند. سعدی از کسانی بود که شاهد روایتهایی از ویرانی بغداد توسط مهاجمان ایلخانی مغول به رهبری هولاکو در سال 1258 میلادی بود.
ملکالشعرا بهار در وصف او سروده:
راستی دفتر سعدی به گلستان ماند.........................طیباتش به گل و لاله و ریحان ماند
اوست پیغمبر و آن نامه به فرقان ماند...................و آن که او را کند انکار به شیطان ماند
عشق سعدی نه حدیثیست که پنهان ماند..................داستانیست که بر هر سر بازاری هست



نظرات
0