
گزیدهای از این مجموعه شعر:
تلخ هست هوا!
وقتی می شوم دچار
به خلسه غمرنگ چشم هایت
وقتی حرف می زنم از عشق
و شعر می شوند
غروب غمهایم
قلم بافته ها و من یافته هایم را
به غریبانگی این غروب بی تو
مبتلا کرده ایم.
قلم زبان بسته از واژه های بکر،
و من بر این وزن ناموزون
شعری سنگین سروده ام
با لهجه خشم آگین.
چه غمگنانه نوشت
قلم....
از زمهریر عشق..
از هبوط برگ های خیس..
و رقص گل ها در باد!
و من بی تو در احتضار
ناتمام ثانیه ها، دلیل خلقت خود را...
نمی دانم.
همانگونه
که دلیل سیلی باد را
بر گونه های گلگون گل
شب بی ستاره
در امتداد زلال عشق
تا غربت ناکجاترین جغرافیای دور
تا برزخ شبهای بی ستاره
در ذهن خیس لحظه های فراق
به تو می اندیشم
عشق ات کبوترانه
چکامه های غمگنانه
از حلقوم زخمی ذهنم می پراکند
کجاست دامن کولی معشوقی
که به رقص برخیزد
من موج بی تو بودنم
در ناگزیر ترین تن آغوشی بی دغدغه
به تو می اندیشم



نظرات
6بسیار دلنشین و عمیق
درود بر مدیر محترم دریا کنار،و همچنین تبریک به بانو ترکاشوند عزیز رقص قلمشان نویسا موفق باشند و سلامت
بسیار زیبا و دلنشین لذت بردم 👏👏👏👏
زیبا بود استاد قلمتان مانا🩷🩷
بسیار عالی...درودها بانو ترکاشوند گرانقدر...قلم زرنگارتان همواره به مهر نویسا
بسیار زیبا و دلنشین هست من دوست دارم این کتاب رو داسته باشم. فوق العاده هست