گلچینی از فرهیختگان عرصه اطلاع رسانی بوده که در توسعه آگاهی عمومی ایفای نقش می نمایند
اخبار فوری
آخرین اخبار
قوم محبوب ؛ روایت ایرانیان در آیینه آیه ۵۴ مائده
تمدنی که تا امروز مایه ی افتخار جهان اسلام است

 

قوم محبوب؛ روایت ایرانیان در آیینهٔ آیهٔ ۵۴ مائده


نویسنده: دکتر فردین احمدی 

در میان آیات قرآن کریم، برخی آیات همچون دریچه‌هایی هستند که نه‌فقط معنایی الهی، بلکه الهامی تاریخی برای ملت‌ها با خود دارند. آیهٔ ۵۴ سورهٔ مائده نیز از همین سنخ است؛ آیه‌ای که در آن خداوند از قومی سخن می‌گوید که محبوب اویند و او محبوب آنان؛ قومی فروتن در برابر مؤمنان، استوار در برابر دشمنی‌ها، وارسته از هراس ملامتگران، و اهل کوشش و فداکاری در راه حقیقت. آیه‌ای که قرن‌هاست در دل مؤمنان طنین‌انداز است و شگفت آنکه در سنت تفسیری اسلام، این آیه بارها با نام ملتی گره خورده که سرنوشتش از دیرباز با نور، خرد، مهر و پایداری پیوند داشته است: ایرانیان.

این برداشت نه از سر تعصب قومی است و نه ادعایی قطعی، بلکه بازتاب تاریخیِ روایاتی است که از سلمان فارسی—آن یار روشن‌ضمیر پیامبر—نقل شده؛ روایاتی که پیامبر در آن هنگام نزول آیه، سلمان را فراخواند و فرمود:  
«قَوْمُ هَذَا»؛ این قوم، قوم اویند.  
و نیز فرمود: «اگر ایمان در ستارهٔ ثریا باشد، مردانی از این قوم به آن دست خواهند یافت.»

این سخن، درخششی است که در طول قرن‌ها چهرهٔ فرهنگ ایرانی را معنا کرده است؛ فرهنگی که در سراسر تاریخ اسلام، به‌گونه‌ای شگفت‌آور نشان داد چگونه می‌توان ایمان را با خرد، محبت را با ادب، و تواضع را با بلندپروازی معنوی درهم آمیخت.  
از همین روست که جمعی از مفسران، این آیه را نه تعیین قوم خاص، بلکه گشودن افقی برای مصادیق والای انسانی دانسته‌اند؛ و یکی از این مصادیق، بر پایهٔ روایت، ایرانیان‌اند.

اما پرسش اینجاست: چرا ایرانیان؟
چه شد که ملتی با چنین گسترهٔ تاریخی، چنین نسبتی با این آیه یافت؟

پاسخ را باید در ژرفای تمدنی جست که همواره میان «نور» و «دانایی» پیوند داشته، و میان «عشق» و «ایمان» وحدتی گسست‌ناپذیر.  
ایرانیان از نخستین روزهای ورود اسلام، فرهنگ خود را با جهان‌بینی توحیدی آمیختند و چیزی آفریدند که امروز آن را «تمدن ایرانی–اسلامی» می‌نامیم؛ تمدنی که نه‌فقط بر لبهٔ شمشیر، بلکه بر قلم عطار و بوعلی و فردوسی و سهروردی و خواجه‌نصیر جان گرفت.

آیهٔ ۵۴ مائده از قومی سخن می‌گوید که خدا آنان را دوست دارد و آنان خدا را دوست می‌دارند. 
و کدام ملت بهتر از ایرانیان که عشق را در جان خود ذخیره کرده‌اند؟  
ایرانی که مثنوی‌اش سرشار از شوق وصل است، دیوان حافظش سراسر دمِ قدسی و مهر الهی، و گلستان سعدی‌اش حکایت پیوند اخلاق و جمال. این سرزمین، سرزمین کسانی است که محبت را نه به‌عنوان یک احساس، بلکه به‌عنوان یک بینش زیسته‌اند.

در ادامه آیه، خداوند از قومی سخن می‌گوید که «در برابر مؤمنان فروتن‌اند».  
اگر تاریخ را ورق بزنیم، می‌بینیم فروتنیِ ایرانی در برابر حقیقت، همان چیزی بوده که به او امکان داده تا دانش‌های نو را بیاموزد، به جهان بیفزاید و فرهنگ‌های دیگر را در خود جذب و هضم کند؛ بی‌آنکه هویت خود را از دست بدهد.  
و درست به همین دلیل است که ایران، «سرزمین پیوندها» شده است؛ پیوند ایمان و خرد، پیوند عرفان و فلسفه، پیوند اخلاق و زیبایی.

ویژگی بعدی قوم مذکور در آیه، «ایستادگی بی‌هراس از سرزنش دیگران» است.  
این صفت را ایرانی در طول تاریخ بیش از هر ملت دیگری آزموده است.  
از روزگار هجوم‌ها و فراز و نشیب‌ها تا عصر شکوفایی علم و ادب، این ملت بارها بر خاک نشسته و هر بار از خاکستر خود برخاسته است؛ بی‌آنکه پژمرده شود یا از آینده بترسد. این روحیه، نگین زیست ایرانی است: ایران هرگز پایان نمی‌پذیرد.

وقتی مفسران این آیه را بر ایرانیان تطبیق می‌کردند، دقیقاً همین ویژگی‌ها را می‌دیدند؛ مردمی که از میان خود سلمان‌ها، بوعلی‌ها، بیرونی‌ها، حافظ‌ها، خواجه‌نظام‌ها و هزاران چهرهٔ روشن بیرون داده‌اند؛ مردمی که وقتی ایمان الهی در دلشان خانه کرد، آن را به آسمان رساندند و از آن تمدنی ساختند که تا امروز مایهٔ افتخار جهان اسلام است.

این یادداشت نه ادعای اختصاصی بودن آیه است و نه سخن قطعی؛ بلکه روایتی است از زیبایی پیوندی که قرن‌هاست میان ایرانیان و این آیه در حافظهٔ معنوی مسلمانان شکل گرفته است.  
این نگاه یادآور می‌شود که ایرانی‌بودن، تنها یک تعلق جغرافیایی نیست؛ بلکه حامل بودن میراثی است که در آن عشق، خرد، تواضع، پشتکار و پایداری کنار هم نشسته‌اند؛ همان صفاتی که آیه برای قوم محبوب الهی برمی‌شمارد.

اگر این آیه برای ایرانیان الهامی دارد، این است:  
تو از سرزمینی می‌آیی که قرن‌ها به نور فکر کرده، عشق ورزیده، خرد پرورده و در سختی‌ها خم نشده است.
تو از ملتی هستی که اگر ایمان در ثریا باشد، باز هم دست‌هایش به آن می‌رسد.

و شاید همین بس که هر ایرانی، با خواندن این آیه، در دل احساس کند:  
«ما می‌توانیم از مصادیق آن قوم باشیم؛ اگر دل‌هایمان از محبت لبریز، رفتارمان از تواضع سرشار، قدم‌هایمان در راه نیکی و حقیقت استوار و روحمان از سرزنش ها نهراسد.»

این یادداشت یک افتخارنامه نیست؛  
یک دعوت است—دعوت به اینکه میراثی که به ما رسیده را با جان و خرد پاس بداریم.  
پس هر ایرانی که امروز این آیه را بخواند، حق دارد لحظه‌ای مکث کند، لبخندی بزند و با غروری آرام در دل بگوید:  
«ما فرزندان همان سرزمینی هستیم که وقتی تخم نور در آن کاشته شد، باغستانی از عشق و اندیشه رویید.»

شناسه خبر : 25540
تاریخ : 1405/2/17 10:08:12
لینک خبر :  https://daryaaknar.ir/sl/0A9qUK
نویسنده خبر :
X

🔶 ابوالفضل محمدی 

🔹 دانشجوی علوم سیاسی 

🔹 خبرنگار

برچسب ها #چاپ کتاب #انتشارات حوزه مشق

نظرات

0
دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد. پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد. پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.