
شبِ آرزوهایی که خدا به زمین نزدیکتر میشود | روایتی دلنشین از لیلهالرغائب
امشب، شبِ آرزوهاست؛
شبی که آسمان، گوشهایش را تیزتر از همیشه به سوی زمین خم میکند.
شبی که خدا، نزدیکتر از هر وقت دیگر، صدای دلهای شکسته، امیدهای خاموش و دعاهای ناگفته را میشنود.
امشب، لیلهالرغائب است؛ شبی که نه فقط در تقویم، که در جان انسان معنا میشود.
لیلهالرغائب یعنی «شبِ رغبتها»، شبِ خواستن، شبِ میلِ صادقانهی دل به سوی خدا. شبی که در آن، انسان دوباره جرئت میکند آرزو کند؛ نه از سر طمع، که از سر فقر. فقرِ انسان به رحمت بیپایان پروردگار.
در این شب، دعا تنها یک درخواست نیست؛ اعترافی است عاشقانه به این حقیقت که بدون خدا، هیچ چیز کامل نیست.
لیلهالرغائب، شبِ بازگشت است.
بازگشت به خویشتنِ گمشدهای که در هیاهوی روزمرگی، زیر انبوهِ نگرانیها، ترسها و شتابها دفن شده است.
در این شب، انسان فرصت پیدا میکند کنار شلوغیهای جهان بایستد، نفس عمیقی بکشد و به خود بگوید: «هنوز دیر نشده… هنوز میشود از نو شروع کرد.»
زیبایی لیلهالرغائب در این است که از ما انسانهای کامل نمیخواهد؛
خدا در این شب، بندگان بیادعا، خسته، خطاکار و امیدوارش را میطلبد.
کسانی که شاید نمازهایشان شکسته است، دعاهایشان پراکنده، اما دلشان هنوز با خدا صادق است.
این شب، شبِ حسابوکتاب نیست؛ شبِ مهر است.
شبِ آنکه خدا به فرشتگانش میفرماید:
ببینید بندگانم چگونه با دستهای خالی، اما با دلهای پر، به سوی من آمدهاند.
در لیلهالرغائب، حتی سکوت هم دعاست.
گاهی لازم نیست کلمهای بر زبان بیاوری؛
همین که دلت بلرزد، همین که اشکت بیاختیار سرازیر شود، یعنی تو در مسیر درست ایستادهای.
خدا، زبان دل را بهتر از هر زبانی میفهمد.
این شب، شبِ آرزوهای بزرگ نیست؛
شبِ آرزوهای درست است.
آرزوهایی که انسان را به انسانتر شدن نزدیک میکند.
آرزوهایی که بوی نور میدهند، نه بوی خودخواهی.
آرزوهایی که اگر هم برآورده نشوند، دل را آرام میکنند.
لیلهالرغائب، شبِ آشتی است؛
آشتی با خدا،
آشتی با خود،
و شاید مهمتر از همه، آشتی با زندگی.
چه بسیار انسانهایی که در این شب، فقط یک چیز میخواهند:
آرامش.
آرامشی که با هیچ ثروت و قدرتی به دست نمیآید، اما با یک «یا رب» خالصانه، ممکن میشود.
در این شب، آسمان تنها به دعاهای بلند پاسخ نمیدهد؛
گاهی آهِ کوتاهی که از دل برمیآید، از هزار دعا شنیدنیتر است.
گاهی یک تصمیم کوچک، مثل ترک یک گناه، آغاز بزرگترین اجابتهاست.
لیلهالرغائب، به ما یادآوری میکند که خدا هنوز به ما امید دارد.
حتی اگر ما به خودمان امید نداشته باشیم.
حتی اگر بارها زمین خورده باشیم.
حتی اگر مسیر را اشتباه رفته باشیم.
این شب، شبِ نگاهِ دوباره است.
نگاه دوباره به زندگی،
به انتخابها،
به راهی که آمدهایم
و راهی که باید برویم.
امشب، خدا منتظر معجزههای بزرگ نیست؛
منتظر دلهایی است که صادقانه بخواهند بهتر شوند.
منتظر قلبهایی است که از غرور خالی شدهاند.
منتظر اشکهایی است که از فهم، نه از عادت، جاری میشوند.
لیلهالرغائب، شبِ امید است؛
امید به آیندهای روشنتر،
امید به انسانی عمیقتر،
و امید به خدایی که همیشه بخشندهتر از تصورات ماست.
اگر امشب، تنها یک آرزو داری،
آن را با تمام وجودت بخواه.
نه با عجله،
نه با تردید،
بلکه با اعتماد.
چرا که این شب، شبِ وعدههاست؛
و خدا، هیچگاه وعدهی دلهای صادق را بیپاسخ نمیگذارد.
نویسنده:
دکتر فردین احمدی
مدیرمسئول انتشارات بینالمللی حوزه مشق
پژوهشگر دینی و استاد دانشگاه



نظرات
0