
اگر بخواهیم یک زمان نسبتا مشخصی را برای این سرمقاله در نظر بگیریم دوره قاجار است. زمانی که تعلیم و تربیت امروزه را با جامعه و حاکمیت مذکور در نظر و مقایسه میکنیم با بسیاری تفاوت های چشمگیر مواجه میشویم. چرا که در آن زمان مرکزی توسط امیرکبیر اندیشه گذاری شد اما به محض تاسیس به دست فتنه گران و نادانی ناصرالدین شاه به قتل رسید اما تقدیر این مرکز به دست افراد دیگر و انچه از تاریخ بر می آید توسط افراد حکومت عباس میرزا پایه گذاری و بنا نهاده شد. در این مرکز استادانی که در آن به تدریس مشغول بودند از سراسر انگلیس و اروپا گرد هم آمده و به طور طبیعی و اندکی احتمال آشنایی انان با زبان فارسی نسبی یا اندک بوده است و همین میتوانست معضلاتی را برای شاگردان ایرانی فراهم آورد به خصوص که یکی از این معضلات ترجمه ی کتب درسی همان استادان برای شاگردان بود اما با این حال و با وجود تدریس علم، نجوم، ریاضیات، فیزیک، شیمی، طب، و.... افراد بسیار شاخص و دانشمند، هنرمندان، ابداع کنندگان از این مرکز آموزش دانش آموخته شدند و بعدها خود بر جای استادان نشستند. وضعیتی که گاهی در کتاب ها و آن چه که سینما به ما نشان میداد تنبیه کودکان یا به اصطلاح عام و ادبیات فارسی؛ فلک کردن و... از جمله مواردی بود که در تمام مدارس ایران انجام میشد و در مقایسه با عواطف و علم نوین و پیشرفته ذهن بشر، این مقوله بسیار دردناک جلوه میکرد به طوری که مدرسه برای کودک آن دوره به یک وحشت کده تبدیل شده بود. با تمام این موارد و اختصار سخن بنده کودک امروز در قرن 2025 و دوره های بعد تر به هیچ عنوان شبیه کودک یا نوجوان دارالفنون یا کودک بعد از انقلاب و تشبیه مدرسه به وحشت کده نیستند.
این کودک به خاطر وجود بسیار کلاس های آموزشی مختلف در زمینه های علمی، فنی، رباتیک، فناوری، هوس مصنوعی، هنر، زبان های مختلف، ورزشی، از چنان اگاهی برخوردار است که مدرسه برای آنان در حکم یک وقت گذرانی میباشد که البته این درمورد همه ی دانش اموزان صدق نمیکنند و نمیشود همه را در یک دایره اضافه کرد و حکم صادر کرد. درواقع قالب سخن من تاکید بر هوش و ذکاوت کودک امروز با توجه به امکانات رفاهی امروزه ی ایران ماست بنابراین در برابر چنین هوش و ذکاوتی تنبیه دوره قاجار به هیچ عنوان معنایی ندارد و برعکس همین امر موجب تعامل گسترده بین دانش آموز و معلم در عرصه های مختلف هم میباشد و در اینجا نقش معلم هدایت نسل آینده و کنترل تمام اهداف و جوانب مورد نظر و یاد دهی درست زیستن در میان دروس تئوری میباشد. شبیه نوری که بر دل کودک و نوجوان بتابد تا مسیر رونده روشن شود.
تربیت این نوجوانان با توجه به اهداف و نبوغ ذهنی آنان چه در سن کودکی و نوجوانی نقش بسیار مهمی در ادامه ی زندگی آنان در سنین بالاتر دارد به طوری که واژه ی آفرین نشنود موجب آسیب روحی و تنبیه لفظی در صورتی که واقعا از آن عملی که خلاف عرف مدرسه و جامعه است، اجتناب کند چون هر صورت برای معلم، خانواده، جامعه پیامدهای مختص به خودش را بروز خواهد داد و اگر این پیامدها بار منفی داشته باشد جلوگیری یا کنترل آن بسیار سخت خواهد بود. بنابراین ما پدران و مادران، معلمان بکوشیم برای کودکان، نوجوانان و حتی جوانان تا نسلی بسازیم که بشریت را هر روز از دیروز خود بالنده تر و راهش الگویی برای جوامع دیگر باشد.



نظرات
0