
به عنوان اولین سوال، لطفاً خودتان را معرفی کنید؟
بهنام کلمه،مژگان معدنی هستم متولد هشتم ِ دیماه یکهزارو سیصدو شصتوچهار از هیو- هشتگردو خالق مجموعهشعر (از انتحار کلمه)
مختصری از کارنامهی کارهایتان بفرمایید؟
چند سالی در سایت ادبی جنزار ویراستار بودم و در امور روابط عمومی ِ سایت با زندهیاد جلال خسروی همکاری کردم.در چند شماره با مجلهی توتم در قسمت ویراستاری همکاری داشتم.
و در چند شماره از اعضای گروه ِ اجرایی کتاب داروگ هم بودم.در چند کتاب مشترک با دیگر دوستان شاعر، آثارم به چاپ رسید..
ازجمله چند شماره از داروگ، واژههای سرخ، سپیدار که برگزیده شعر زنان ایران هست، سپید سرخط، مهر و ماه گزیده شعر زنان امروز و چندین کتاب دیگر...مجلات مختلفی چون پرآو و غروب، توتم، سخن، و سایه و ...کتاب از انتحار کلمه، کتاب مستقلی از من هست که طی تقریباً ده سال جمعآوری و به کوشش نشر سمت روشن کلمه توسط جناب یداله شهرجو، در اسفندماه ۱۴۰۲، به چاپ رسید..
استعداد شعرسرایی را در چه سنی کشف کردید؟
در دههی دوم زندگی و با توجه بهاینکه، علوم انسانی؛ رشتهی تحصیلیام بوده و ادبیات ازجمله دروسیست که به آن علاقه داشته و نوشتن را دوست میداشتم و کمکم در خلوتهایم به شاعرانگیهایم پرداختم و با رویاها و الهامهایی که میگرفتم، کلمات را کنار هم پیاده میکردم تا در قالب شعر شکل بگیرد.
بهنظر شما شعر، جوشش است یا کوشش؟
بهنظر بنده، شعر بهطور خودکار در شاعر میجوشد و کلمههای زیادی را در اختیار شاعر قرار میدهد.و اما کوشش برای هیچ هنری دور از انتظار و مستثنی نیست..
آیا شما تعریف خاصی از شعر دارید؟
تعریف شعر برمیگردد به عرفهایی که هر شاعر در زیستاش به آن خاطرنشان دارد و گاهی نُتها و موسیقی بهعلاوهی تصاویری که شرح میدهد از جهانبینی در زیست شاعرانه که به وسعت شعر میپردازد و عمق و ماهیت شعر را حفظ میکند تا تعریف شود.
تا بهحال برایتان پیش آمده بیتی بگویید و بعد متوجه شوید، قبلاً در شعری سروده شده؟
برای هر شاعری ممکن است چنین حالتی رخ دهد، برای من نیز، درصورتیکه شعر تولید شده هیچگاه به چشمم نیامده و به گوشم نخورده.
در میان شاعران ونویسندگان گذشته و معاصر با کدامشان بیشتر ارتباط برقرار میکنید؟
مولانا و صائب تبریزی، فروغ فرخزاد و احمد شاملو و شهرام شیدایی و غلامرضا بروسان
شعر اولویت چندم مژگان جان است؟
با توجه به سختیها و ترافیکها در مسیر زندگی تأهلی، همچنان زندگی، شعر هست و شعر در الویت اول بنده قرار دارد.
موقع نوشتن چه چیز برای شما چالشبرانگیز است؟
حس و حالی که در لحظه مرا فرا میگیرد، حروف را گرد هم میآورد و کلمهها فریادزنان از من میگویند. که گاهی دارک و گاهی لبخندیست چشمگیر...
از دغدغههای ذهنی و احساسات حین شعر سرودن برایمان بگویید؟
تهی از دغدغهبودن شامل حال شاعر نمیشود، و اگر حسش درگیر افکار ذهنی نباشد شعر از جوش میافتد، و شعر حاوی کلماتیست مملو از احساسات، حتی اگر این احساست در اسارت کلمه بنشیند.
درمورد سبکتان مختصر توضیحی میفرمایید؟
شعرهایم در قالب سپید سروده شده که ترکیبی از اندیشههاییست در سِیر زندگی ِ اجتماعی که جرگههایی از عشق را در خود گنجانده و با محاورهها و ضربالمثلها عجین شده.
ابزار کار شاعر چیست؟
میتوان اشاره داشت به انگشتانی که احساسات و عواطف شاعر را مکتوب مینگارد و نقش میزند در جان هر ورق، که گاهی این قلم تند میرود و گاهی چون نسیمیست که بر تن نشسته...
برای حسنختام ما را به چند شعر مهمان میکنید؟
1
امان از دست این مژِگان
هر بار سپید نوشتم
خطچشمهایت را به رخام کشیدندو
سیاه تحویلم دادند
۲
چشمانم طول میکشند صف کافه را
صندلیهایش اما
چشمانتظارِ آفتاب پشت پنجره
نشستهاند...
۳
با توفانی که میآید
تا به طواف موهایت بنشیند
از چشمانم تا تو
پریشانتر از درختی میشوم
که بوسهها را در برگهایش میپیچدو
دست باد میدهد
بیهیچ بهانهای...
نظرات
0