گلچینی از فرهیختگان عرصه اطلاع رسانی بوده که در توسعه آگاهی عمومی ایفای نقش می نمایند
اخبار فوری
آخرین اخبار
نتایج جستجوی برچسب : استاد
آغاز فرآیند ورود ۶ سیستم VAR به ایران پیگیری‌ها نشان می‌دهد که اقدامات جدیدتری در این زمینه صورت گرفته و فرآیند ورود۶ عدد از این سیستم‌ها از خارج از کشور آغاز شده است
پای بانوان جمی به ورزشگاه باز شد تعدادی از بانوان جمی با حضور در ورزشگاه تماشاگر دیدار پارس جنوبی و خیبر شدند.
احتمال تغییر نام یک ورزشگاه در ایران به نام پله رئیس فیفا: میراثی که پله به جا می‌گذارد منحصر به فرد است. او اولین افرادی در جهان بود که کار‌های زیادی انجام داد
سردار سلیمانی یک الگوی بزرگ و تاریخی برای سربازان جبهه ی اقتصادی در مجتمع گاز پارس جنوبی است احمد باهوش، در آئین گرامی‌داشت سومین سالروز شهادت سردار دلها شهید والامقام حاج قاسم سلیمانی، در جمع متخصصان و کارکنان جبهه‌ى اقتصادی مجتمع گاز پارس جنوبی گفت: این سردار بزرگ اسلام در توحید و عمل به ارزش های اخلاقی از خود پایداری نشان داد و در این راه ثبات قدم داشت و اکنون برای سربازان و تلاشگران مجتمع گاز پارس جنوبی یک الگوی بزرگ و تاریخی است.
خوانند سرود معروف "امریکا امریکا مرگ به نیرنگ تو" درگذشت استاد اسفندیار قره‌باغی، هنرمند بنام تبریزی در حوزه موسیقی و خواننده سرود «آمریکا، آمریکا، ننگ به نیرنگ تو» بعد از تحمل یک دوره بیماری درگذشت.
مدیرکل جدید حراست استانداری بوشهر منصوب شد با حکم استاندار بوشهر، مدیرکل جدید حراست استانداری بوشهر منصوب و در مراسمی معرفی شد.
سهراب فداکار ایل قشقایی و خانواده هایی که دچار سیل و طوفان شده اند سهراب به پیش میتازد، باد و باران و تگرگ چنان شدید است که او حتی چند متری خود را هم نمی بیند، پاهایش تا زیر زانوان در گِل و شُل فرو می رود، به زور پاهایش را بیرون میکشد و قدمی دیگر به جلو برمیدارد.
روشنو و دعا نویس ها زمسون سردی بود وهمه جای آبادی زیربرف وگچک سفید می کرد، توی سطل ها هم یخ بسته بود، روشنو درحالی که اَلخُلک قهوه ای رنگ و رورفته ای به تن داشت و دو دستش را ازسرما زیربغلهایش چپانده بود و ازشدت سرما می لرزید، تازه از سرای کهنه ای که جای دبستان آبادی وزندگی او وخواهرش ماه بیگم بود، بیرون آمده وپای دیوار روبه روی آفتاب ایستاده بود وهر ازگاهی دستمال هفت رنگی را که دور پیشانیش بسته بود، شل وسفت می کرد تا آفتاب بالا آید وجانش گرم شده وبتواند خودش را به خانه میش رجب دعانویس برساند تا بابرداشتن سرکتاب جوشن کبیر، برایش دعایی نوشته واندکی از ویزویز گوش وسردردش بکاهد.
گرگو و شو یلدا گرگعلی هنی از ره نرسیده و اوسار خرش دم میختیله نبسه ای، که گولو گُردینه ی در کَرگی پس زه وتا چشش به گرگو افتا، بجی ایکه سیش خسه نباشی بگو، گُتش: نکه نتفهمیده که اُمشو یلدا میت و شو درازیمو هسه وبهَس دور چاله هونخیم ومُشت مج کودی وخیار بو هادیم وخش دور هم گَپ نو وکهنه بزنیم؟