
انحصارِ افتخار در مستطیلِ سبز؛ چرا جام جهانی، باشگاهِ نخبگان است؟
در دنیای پرهیاهوی ورزش، جایی که هر چهار سال یکبار، تمام جهان نفس در سینه حبس میکند تا شاهدِ یکی از بزرگترین تئاترهای بشری باشد، آماری خیرهکننده نهفته است. جام جهانی فوتبال، این کارناوالِ جهانیِ امید و هیجان، از سال ۱۹۳۰ تا به امروز در بیست و دو دوره برگزار شده است (با وقفهای تلخ در سالهای ۱۹۴۲ و ۱۹۴۶ به دلیل سایهی شوم جنگ جهانی دوم). اما در پسِ این تاریخِ طولانی و پرفراز و نشیب، واقعیتی نهفته است که نگاهِ هر تحلیلگر و علاقهمندی را به خود خیره میکند: در تمام این سالها، تنها هشت کشور توانستهاند جامِ زرین را بالای سر ببرند.
این آمار، پیش از آنکه یک عدد ساده باشد، نمادی از یک «سلطنتِ استراتژیک» در دنیای فوتبال است. وقتی میگوییم تنها هشت قهرمان در تاریخِ جام جهانی داریم، یعنی فوتبال، برخلاف بسیاری از پدیدههای دیگر، به راحتی اجازه ورود به باشگاهِ نخبگان را نمیدهد. ثبات، برنامهریزیِ کلان، فرهنگِ ورزشیِ غنی و پرورشِ استعدادها، فاکتورهایی هستند که این هشت کشور را از سایرین متمایز کردهاند.
برزیل، با پنج قهرمانی، همچنان مظهرِ «رقص و قدرت» است؛ کشوری که فوتبال در رگهایش جریان دارد و نمادی از خلاقیتِ بیپایان است. آلمان و ایتالیا با چهار قهرمانی، نمادِ انضباطِ آهنین و ساختارِ شکستناپذیرند. آرژانتین، قهرمانِ نسلهای درخشان، با سه عنوانِ قهرمانی، نشان داد که چگونه شورِ ملی میتواند غیرممکنها را ممکن کند. فرانسه و اروگوئه با دو قهرمانی، و انگلیس و اسپانیا با یک عنوان، تکمیلکننده این فهرستِ افسانهای هستند.
بهعنوانِ کسی که در دنیای قلم و کتاب (انتشارات بینالمللی حوزه مشق) فعالیت میکنم، این موضوع برایم بسیار تاملبرانگیز است. در ادبیات و هنر، سبکهای ماندگار هم کمشمارند. خلقِ یک اثرِ ماندگار یا یک سبکِ ادبی، نیازمندِ سالها ممارست است؛ درست همانطور که این هشت کشور، سالها برای رسیدن به قله فوتبال تلاش کردند. فوتبال، یک «متنِ باز» است؛ هر تورنمنت، فصلی جدید از کتابی است که هرگز تمام نمیشود. اما قهرمانانِ آن، امضاهای خاصِ خود را بر پیشانیِ تاریخ حک کردهاند.
این انحصارِ هشتگانه، نشاندهنده «سقفِ رفیعِ موفقیت» در ورزش است. برای بسیاری، قهرمانی در جام جهانی یک رویای دستنیافتنی است، اما برای این کشورها، بخشی از هویتِ ملیشان شده است. نگاه کردن به این فهرست، درسی بزرگ برای همه ما دارد: برای رسیدن به قله، نباید فقط یک بار درخشید؛ باید ماندگار شد. باید سیستمی داشت که در گذرِ دههها، استعدادهای جدید را شناسایی کند و آنها را در مسیرِ قهرمانی قرار دهد.
آیا این فهرست روزی تغییر خواهد کرد؟ آیا تیمهای تازهنفسی خواهند توانست به این جمعِ هشتنفره بپیوندند؟ فوتبال، ورزشِ شگفتیهاست. همانقدر که تاریخ میگوید «این انحصار دشوار است»، طبیعتِ پویای فوتبال میگوید «هیچچیز تا ابد ثابت نمیماند». جام جهانی، روایتِ تداومِ این بزرگان است در برابرِ هجومِ نسلهای تازهای که میخواهند نامِ خود را به این فهرستِ مقدس اضافه کنند.
ما در انتشارات حوزه مشق معتقدیم که هر حرکتِ بزرگ، از یک ایدهی کوچک آغاز میشود. تیمهای قهرمانِ تاریخ، همگی روزی از صفر شروع کردند. آنها با تمرکز بر توسعه زیرساختها، آموزشِ نسلهای پایه و باور به قدرتِ گروهی، این جایگاه را برای خود تثبیت کردند. این درس، نه فقط برای ورزش، بلکه برای هر حوزه از توسعهی انسانی و فرهنگی نیز صادق است.
در نهایت، تماشای تاریخِ قهرمانانِ جام جهانی، مرورِ تاریخِ معاصرِ جهان است. هر دوره، بازتابی از شرایطِ سیاسی، اجتماعی و تکنولوژیکیِ آن عصر بوده است. این هشت کشور، تنها برندگانِ فوتبال نیستند؛ آنها فاتحانِ قلبهای میلیونها هوادار هستند که در لحظاتِ شادی و غم، با پرچمِ کشورشان همنوا شدند.
بیایید جام جهانی را نه فقط به عنوان یک تورنمنت، بلکه به عنوان یک کتابِ تاریخِ زنده مطالعه کنیم. کتابی که هر ورقِ آن، حکایت از عزم، اراده و عشق دارد.
دکتر فردین احمدی
مدیرمسئول انتشارات بینالمللی حوزه مشق



نظرات
0