گلچینی از فرهیختگان عرصه اطلاع رسانی بوده که در توسعه آگاهی عمومی ایفای نقش می نمایند
اخبار فوری
آخرین اخبار
گذار از اصطلاح‌ پردازی‌های تجملی به الگویی مهندسی حیات‌بخش
بازتعریف آموزشی داستان‌نویسی، به قلم کوروش جعفری‌زاده
این مقاله با نقدی ساختاری بر وضعیت موجود آموزش داستان نویسی به بیان این مطلب می‌پردازد که انبوه اصطلاحات خودساخته و تقسیم‌بندی‌های ناکارآمد،به جای تسهیل فرآیند یادگیری، باعث ایجاد ترس و فاصله‌گیری هنرجویان از ذات خلاقانهٔ نوشتن شده‌است.در این نوشتار ، نویسنده الگوی دوقطبی معماری مکانیکی و دمیدن روح را به عنوان جایگزین و روشی مدرن و ساده پیشنهاد می‌دهد.  در این الگو، آفرینش داستان متشکل از دو فاز متمایز اما مکمل است: فاز اول، مهندسی ساختاری و مکانیکی مبتنی بر منطقی عقلانی و ساختار روایت و فاز دوم، تزریق هنرمندانه روح و اعطای حیات معنوی به آن ساختاراست. این نگرش در صدد است با ادغام رویکردهای نظام‌مند،  پیچیدگی ذاتی خلق اثر داستانی را بدون افتادن در دام اصطلاحات گیج‌کننده، صورتبندی  کند.

عرصه آموزش داستان‌نویسی،به ویژه در بسترهای غیرآکادمیک، شاهد تکثیر تقسیم‌بندی‌ها و اصطلاحات بی‌پشتوانه‌ای است که اغلب بیش از آنکه روشنگر باشند، ابهام‌آفرین‌اند و گاها وسیله شده اند که کار ادبیات را به سمت و سوی بازاری شدن و ظهور زمینه ای برای دلالان کاسب سوق داده است تا از شور جوانان برای ورود به این عرصه دکانی بگشایند. این فرآیند که می‌توان آن را اصطلاح‌پردازی تجملی نامید، بیشتر در خدمت جیب برخی حقه بازان پول پرست  و ثبت و ضبط نام شخصی به عنوان پایه‌گذارو بنیانگذاران جنبش های فرضی است تا تسهیل روشهای آموزشی مفهومی و درک هنرجو. چنین رویکردی نه تنها سدی در برابر درک عمیق هنرجوی مشتاق ایجاد می‌کند، بلکه با پیچیده‌نمایی غیرضروری فرآیند نوشتن، خصلت ذاتی آن را که گفت‌وگوی درون‌ذات انسان با جهان است، تحت‌الشعاع قرار داده و موجب هراس از عمل نوشتن می‌شود. این مطلب بر آن است تا با پذیرش چالشی دوگانه، راه حلی ساختاری ارائه دهد. از یک سو ضرورت زدودن هیاهوی اصطلاحاتی بی‌حاصل و موازی و من در آوردی را گوشزد کند و از سوی دیگر، مدلی صریح، کاربردی و قابل آموزش را جایگزین نماید که در عین بهره‌گیری از دقت تحلیلی، جادوی آفرینش هنری را خفه نکند.در نقد وضع موجود باید گفت تکثیر  اصطلاح‌پردازی تجملی و پیامدهای روان‌شناختی   آن تکیه برتقسیم‌بندی‌های من‌درآوردی و واژه‌گزینی‌های مبهم، نشانه‌ای از یک بحران روش‌شناختی در آموزش است. این پدیده نه ابداع اصطلاح، نه ابزاری برای انتقال دانش و جذب علاقه مندان و مشتاقان نوشتن و داستان نویسی ست  که عاملی برای اعتبارسازی فردی و تمایز در میدان  آموزش می‌شود. از منظر روان‌شناسی یادگیری، این امر منجر به افزایش بار شناختی هنرجو می‌گردد. ذهن او به جای تمرکز بر اصول بنیادین و پرورش حس روایت‌گری، درگیر حفظ و تفکیک لفظ‌هایی می‌شود که فاقد معنای عینی و کاربرد عملی روشن هستند. در نتیجه، احساس درماندگی، اضطراب و در نهایت، دوری گزیدن از عمل نوشتن است، گویی نوشتن مهارتی مرموز و انحصاری برای جماعتی خاص است که این اصطلاحات را بدانند. در الگوی دو فازی ، مهندسی ساختار و اعطای حیات در مقابل الگوی مذکور پیشنهاداین مقاله است که نوشتن داستان را به مثابه عملی ترکیبی، مشابه معماری یا مهندسی یک سازه پویا  مفهوم‌پردازی می‌کند. این فرآیند متشکل از دو فاز مجزای زمانی و مفهومی است:
در فاز اول یعنی در مهندسی مکانیکی و ساختاری یک روایت ، نویسنده به عنوان یک معمار یا مهندس عمل می‌کند. اسکلت داستان یعنی پیرنگ، طرح کلی، ساختار علت و معلولی، شخصیت‌پردازی پایه، گره‌ها و اوج‌ها طراحی می‌شود. این مرحله بسیار عقلانی، منطقی و فنی است. نویسنده در جایگاه یک تکنسین، «قطعات» روایت را می‌سازد، آنها را مانند «پیچ و مهره» در جایگاه صحیح خود قرار می‌دهد و اطمینان حاصل می‌کند که کل سازه از استحکام و انسجام درونی برخوردار است. این مرحله قابل آموزش دقیق، تمرین نظام‌مند و نقد عینی است. ابزارهای این فاز، بیشتر شبیه نقشه‌های فنی هستند: نمودارهای پیرنگ، پروفایل شخصیت، خطوط زمانی و مانند آن.اما در فاز دوم اشراق و دمیدن روح به کالبد روایت است که پس از تکمیل سازهٔ مستحکم، نوبت به وجه هنرمندانه و تقریباً معجزه‌آسای نوشتن می‌رسد. در این فاز، نویسنده در نقش یک نفس حیات‌بخش ظاهر می‌شود. اینجاست که عناصر ناملموس وارد عمل می‌شوند‌. حس و حال در توصیف ها. فضاسازی های تصویری بدیع، ظرافت در انتخاب دیالوگ‌ها، ریتم نثر، انتخاب واژه هایی که احساس را منتقل می کنند،  درون مایه و پیام،  زیرمتن و آن حقیقت انسانی که از دل ساختار عبور می‌کند و مستقیماً با احساس و ضمیر ناخودآگاه مخاطب ارتباط برقرار می‌کند شکل می گیرد.دراین مرحله بیش از آنکه تکنیک و فرم محور نظر باشد، کشف و شهود تصویری و روحی،ارتباط و  احساس عمیق، صداقت هنری و نوعی جان دادن به سوژه بر مبنای اعتماد به سازه ای که از پیش ساخته شده است، شکل می گیرد.این همان «روح» است که کالبد مکانیکی داستان را «زنده» می‌کند.بیان این ساختار ساده و عملی به مراتب از تکرار اصطلاحات و واژه های ساختگی موازی  که حاصل ذهن و تفکری با نگاه انتفاعی و اقتصادی درساخت یک سر فصل تصنعی غیرکاربردی است بهتر و کار آمدتر است.در این شیوه هنر جو تکلیف خودش را در باره فرم و محتوا می داند و  سالها در دام دلالانی که بی هیچ نظارتی، ادبیات داستانی را محل کسب در آمد قرار داده اند باقی نمی ماند .در مجموع، واژگان تخصصی و قواعد بنیادین داستان‌نویسی، با ورود مدرسان ناآشنا و سودجو دچار آشفتگی مفهومی گشته و به سوءتفاهم در میان علاقه‌مندان ادبیات داستانی منجر می‌شود. ازاین‌رو شایسته است متولیان و دلسوزان این عرصه، در جهت تدوین معیارهای شفاف گزینش مدرسان و تعریف استانداردِ اصطلاحاتِ قانونمند، اقدام جدی و پایه‌ای به عمل آورند.

شناسه خبر : 24671
تاریخ : 1404/11/5 11:18:47
لینک خبر :  https://daryaaknar.ir/sl/kUzEEs
نویسنده خبر :
X

🔶نرگس جودکی
🔹کارشناسی حقوق
 🔹نویسنده
🔹کسب مقام دوم فراخوان توتم و
داستان برگزیده فراخوان نامه گشوده و در حال چاپ در مجموعه مشترک 
🔹برگزیده دوره اول جشنواره مانا وفراخوان ذکر خیر 
🔹برگزیده پنج مرحله فراخوان مجله موفقیت وکسب مقام اول وچاپ هر پنج داستانک در مجله موفقیت
🔹کسب مقام در جشنواره یوسف
🔹کسب مقام اول داستان انقلابی استان البرز
🔹کسب مقام دوم در جشنواره ملی ملک الموت
🔹کسب مقام دوم در جشنواره ملی تحریر خیال
🔹کسب مقام اول در جشنواره ملی ذهن زرین
🔹کسب مقام دوم در جشنواره دلنوشته ای به سردار استان البرز واستان مرکزی و رادیو جوان
🔹عضو انجمن ادبی وهیت مدیره عصر جدید هشتگرد
🔹عضو انجمن ادبی سیمرغ و انجمن ادبی البرز
🔹کسب مقام دوم روایت عاشورایی از نهاد کتابخانه ها
🔹کسب مقام در چند نقد داستان کوتاه ودو کتاب ستاره ها می میرند و شهید مسیحی

 
 
برچسب ها #دریاکنار #آموزش‌داستان‌نویسی #آفرینش داستان

نظرات

0
دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد. پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد. پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.