
در این میان، گوهرِ درخشانی چون نگینی در انگشتری، مدیری از جنسِ همین دیار، بانوی جوان و پرتلاش، سرکار خانم دکتر ماریا بکتر، دیده به جهانِ مدیریت گشوده است. او، با کولهباری از ذوق و شوقِ جوانی و نگاهی ژرفبین، سکانِ هدایتِ این مجموعه سترگ را، که روزگاری در گردابِ چالشها در تلاطم بود، به دست گرفته و با عزمی راسخ، آن را به ساحلِ امنِ تعالی و رستگاری رهنمون گشته است.
چه زیبا سروده است **حافظِ شیراز**:
«همان به که از اول، به ساقی، نظر کُنی
که آبِ عافیت، از جویِ زر توان کردنـد»
دکتر بکتر، با روحیهای سرشار از نشاط و خلاقیت، نه تنها درِ گرههایِ پیچیده را گشوده، بلکه با ارادهای استوار، راهکارهایِ نوین را در باغِ اندیشه شکوفا ساخته است. در زمانهای که گاه، سنگِ موانع، راهِ پیشرفت را ناهموار میسازد، او چونان پرندهای شجاع، بر فرازِ موانع اوج گرفته و افقهایِ روشنی را برایِ این نهادِ مقدس ترسیم نموده است.
این تلاشهایِ ستودنی، الهامبخشِ نسلی نو از بانوانِ توانمندِ این سرزمین گشته تا با تکیه بر ایمان و اراده، قلههایِ رفیعِ افتخار را فتح کنند. او، چونان مشعلی فروزان، راه را بر سالکانِ طریقِ خدمت مینمایاند و نشان میدهد که چگونه تلفیقِ جوانی، انرژی و اندیشهای ژرف، میتواند دگرگونیهایی شگرف در تار و پودِ جامعه ایجاد کند.
**سعدیِ شیرینسخن** نیز چه نیکو سروده است:
«بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند»
این تحولاتِ مبارک، در کالبدِ آموزش و پرورشِ دلوار، روحی تازه میدمد و اندیشهٔ فردایی روشنتر را در دلها میپروراند؛ فردایی که در آن، مدیرانی پاکنهاد و کاردان، با تدبیر و صداقت، چراغِ هدایتِ نسلهایِ آینده را فروزان نگه دارند و مسیرِ کمال را برایِ این آب و خاک، هموار سازد



نظرات
0