
شطرنج تمدنی در خاورمیانه؛ چرا سرمایهگذاری فرهنگی دیگر یک انتخاب نیست؟
نویسنده: دکتر فردین احمدی، مدیر مسئول انتشارات بین المللی حوزه مشق
در جهان معاصر، قدرت دیگر تنها در لولههای نفت یا زرادخانههای نظامی خلاصه نمیشود. عصر حاضر، عصر «جنگ روایتها» و «دیپلماسی تصویر» است. نگاهی به آمارهای اخیر پیرامون بودجههای فرهنگی در منطقه خاورمیانه، پرده از یک واقعیت استراتژیک برمیدارد: همسایگان ما در حال بازتعریف هویت ملی خود به عنوان یک کالای صادراتی و ابزاری برای نفوذ ژئوپلیتیک هستند. در حالی که آمارهای خیرهکننده از سرمایهگذاریهای میلیاردی ترکیه، عربستان و امارات به گوش میرسد، تحلیل وضعیت بودجه فرهنگی ایران نشاندهنده یک شکاف عمیق میان «داشتههای تمدنی» و «توان مالی برای ارائه» است.
اگر فرهنگ را به مثابه یک اقیانوس در نظر بگیریم، کشورهای پیشرو منطقه آموختهاند که چگونه از موجهای این اقیانوس، انرژی اقتصادی و اعتبار سیاسی استخراج کنند. ترکیه با اختصاص ۹.۱ میلیارد دلار به حوزه فرهنگ، عملاً «صنعت تخیل» خود را به رخ جهانیان کشیده است. این رقم تنها یک عدد در ترازنامه مالی نیست؛ بلکه سوخت موتور محرک سریالهایی است که از بالکان تا آمریکای جنوبی را در نوردیده و سالانه میلیاردها دلار ارزآوری و میلیونها گردشگر را به سوی این کشور گسیل میدارد. ترکیه دریافته است که هر دلار سرمایهگذاری در تولیدات فرهنگی، ده برابر در صنعت توریسم و پرستیژ ملی بازگشت سرمایه دارد.
از سوی دیگر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی با رویکردی جسورانه، در حال گذار از اقتصاد تکمحصولی به سوی «سرمایه فرهنگی» هستند. اختصاص ۳ درصد از بودجه عمومی در عربستان (۶.۴ میلیارد دلار) و رقم شگفتانگیز ۴.۶ درصد در امارات (۴.۳ میلیارد دلار)، نشاندهنده یک اراده پولادین برای تبدیل شدن به قطب فرهنگی جهان عرب است. آنها با برندینگ مجدد هویت خود، ساخت موزههای تراز اول جهانی، احیای میراث باستانی و حمایت از صنایع خلاق، در پی آن هستند که تصویری مدرن، پویا و صلحطلب از خود به جهان مخابره کنند. در این جغرافیا، فرهنگ دیگر یک بخش «هزینهبر» نیست، بلکه زیربنای «اقتصاد دانشبنیان» آینده است.
اما در این میان، وضعیت ایران تاملبرانگیز و تا حدی هشداردهنده است. بودجه ۰.۸۵ میلیارد دلاری ایران، که معادل ۱.۷ درصد از بودجه عمومی است، در نگاه نخست شاید تنها یک محدودیت مالی به نظر برسد، اما عمق فاجعه در ساختار تخصیص این بودجه نهفته است. در حالی که رقبای منطقهای، بودجه خود را صرف «پروژههای توسعهمحور»، «تولید محتوای جهانی» و «زیرساختهای تکنولوژیک فرهنگی» میکنند، بخش اعظم بودجه لاغر فرهنگ در ایران، بلعیده هزینههای جاری، حقوق پرسنل و حفظ ساختارهای اداری متورم میشود. به عبارت سادهتر، ما در حال پرداخت هزینه برای «ماندن» هستیم، در حالی که دیگران برای «تاختن» هزینه میکنند.
ایران، به عنوان یکی از کهنترین گهوارههای تمدنی جهان، دارای ذخایر فرهنگی و تاریخی است که با هیچکدام از کشورهای منطقه قابل قیاس نیست. اما واقعیت تلخ این است که در جهان امروز، «داشتن» تاریخ به تنهایی کافی نیست؛ «روایت کردن» آن است که قدرت میآفریند. وقتی بودجه فرهنگی یک کشور صرفاً به امور اداری محدود شود، صنایع خلاق، سینما، هنرهای تجسمی و صنعت نشر توان رقابت خود را در بازارهای جهانی از دست میدهند. نتیجه این فرایند، چیزی جز «انزوای فرهنگی» و واگذاری عرصه به روایتهای بیگانه نخواهد بود.
یکی از کلیدیترین تفاوتها در الگوی سرمایهگذاری، تمرکز بر «صادرات فرهنگی» است. کشورهای منطقه به خوبی درک کردهاند که فرهنگ، قدرتمندترین ابزار «قدرت نرم» است. آنها با سرمایهگذاری بر روی تولیدات چندرسانهای و ترجمه میراث خود به زبانهای جهانی، در حال تسخیر قلبها و ذهنها هستند. در مقابل، رویکرد حاکم بر بودجهریزی فرهنگی در ایران، عمدتاً نگاهی درونگرا و حفاظتی است. این نگاه، فرهنگ را پدیدهای میبیند که باید در برابر گزندها «حفظ» شود، نه پتانسیلی که باید برای «فتح» بازارهای جهانی از آن بهره برد.
کارشناسان استراتژیک بر این باورند که استمرار این روند، منجر به یک «عدم تعادل نفوذ» در منطقه خواهد شد. وقتی جوانان یک منطقه، قهرمانان، داستانها و سبک زندگی خود را از تولیدات فرهنگی همسایگان وام بگیرند، به تدریج مرزهای فرهنگی جابجا شده و مرجعیت تمدنی تغییر مییابد. ایران با پیشینه عظیم خود، نباید در این رقابت کهکشانی، به یک ناظر منفعل با بودجهای حداقلی تبدیل شود.
برای برونرفت از این وضعیت، نیازمند یک انقلاب در نگرش به اقتصاد فرهنگ هستیم. فرهنگ باید از ردیف «هزینههای زائد» خارج شده و به ردیف «سرمایهگذاریهای استراتژیک» منتقل شود. اصلاح ساختارهای اداری برای کاهش هزینههای جاری و هدایت منابع به سمت تولیدات خلاق، حمایت از بخش خصوصی در صنایع فرهنگی و پیوند زدن میراث فرهنگی با تکنولوژیهای نوین، گامهایی حیاتی هستند که نمیتوان بیش از این آنها را به تاخیر انداخت.
در نهایت باید گفت که اعداد و ارقام موجود در این مقایسه، تنها نشاندهنده قدرت مالی نیستند؛ بلکه نشاندهنده «میزان جدی گرفتن آینده» توسط ملتهاست. ایران با تکیه بر غنای بینظیر فرهنگی خود، پتانسیل آن را دارد که با یک بازنگری ساختاری در بودجهریزی و حرکت به سمت پروژههای توسعهمحور، بار دیگر به قطب بیرقیب فرهنگی منطقه تبدیل شود. اما زمان، منبعی تجدیدناپذیر است و در مسابقه روایتها، کسی برنده است که زودتر از دیگران، تصویر خود را بر بوم جهان ترسیم کند. ما نباید اجازه دهیم که شکوه تمدنیمان زیر آوار بودجههای صرفاً اداری، به دست فراموشی سپرده شود. امروز، سرمایهگذاری در فرهنگ، هوشمندانهترین نوع صیانت از امنیت ملی و تضمینکننده شکوه اقتصادی فرداست.
لینک ارتباط در بله:
https://ble.ir/hooze_mashg
لینک ارتباط در ایتا
https://eitaa.com/hooze_mashg



نظرات
0