گلچینی از فرهیختگان عرصه اطلاع رسانی بوده که در توسعه آگاهی عمومی ایفای نقش می نمایند
اخبار فوری
آخرین اخبار
خوانشی تخصصی از نسبت تفسیر، فقه و اصول در اندیشه قرآنی علامه طباطبایی(ره)
«علامه طباطبایی و تفسیر آیات‌الاحکام؛ مبانی و روش‌شناسی»؛ گامی در بازخوانی ظرفیت‌های فقهی تفسیر المیزان
دکتر فردین احمدی، مدیرمسئول انتشارات بین‌المللی حوزه مشق و دانش‌آموخته علوم قرآن و حدیث، در یادداشتی تخصصی به نقد و بررسی کتاب «علامه طباطبایی و تفسیر آیات‌الاحکام؛ مبانی و روش‌شناسی» پرداخته و این اثر را تلاشی قابل توجه برای آشکار ساختن یکی از ابعاد کمتر برجسته‌شده تفسیر المیزان، یعنی ظرفیت فقهی و اصولی آن، دانسته است. به اعتقاد وی، اهمیت اصلی کتاب در پیوند دادن مبانی تفسیری علامه با نمونه‌های عینی از آیات‌الاحکام و نشان دادن نحوه عبور مفسر از متن قرآن به فهم و استنباط فقهی است.

 

به قلم دکتر فردین احمدی مدیرمسئول انتشارات بین‌المللی حوزه مشق و دانش‌آموخته علوم قرآن و حدیث

تفسیر المیزان را نمی‌توان صرفاً در شمار تفاسیر ترتیبی معاصر قرار داد. المیزان منظومه‌ای معرفتی است که در آن قرآن، حدیث، فلسفه، کلام، تاریخ، جامعه‌شناسی و در موارد متعدد، فقه و اصول با یکدیگر وارد گفت‌وگو می‌شوند. از همین منظر، هر پژوهشی که بتواند یکی از لایه‌های کمتر مطالعه‌شده این اثر را با روشی منظم استخراج و تحلیل کند، می‌تواند به توسعه مطالعات علامه‌شناسی و المیزان‌پژوهی کمک کند. کتاب «علامه طباطبایی و تفسیر آیات‌الاحکام؛ مبانی و روش‌شناسی» را باید در چنین چارچوبی ارزیابی کرد.

نخستین امتیاز این اثر، انتخاب مسئله‌ای است که باوجود گستردگی مطالعات درباره علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، همچنان ظرفیت فراوانی برای پژوهش دارد. درباره روش «تفسیر قرآن به قرآن»، اندیشه‌های فلسفی، مباحث اجتماعی، کلامی و روایی المیزان آثار متعددی نگاشته شده، اما مطالعه منسجم مبانی فقهی علامه و چگونگی ظهور این مبانی در تفسیر آیات‌الاحکام، عرصه‌ای است که هنوز نیازمند تحقیقات تفصیلی‌تر است.

ساختار کتاب نیز از نقاط قابل توجه آن به شمار می‌رود. اثر، خواننده را مستقیماً وارد چند مسئله فقهی پراکنده نمی‌کند، بلکه ابتدا زمینه‌های نظری را فراهم می‌آورد و سپس به بررسی مبانی و در نهایت به مطالعه نمونه‌های عینی می‌پردازد. این حرکت از «مبنا» به «کاربست» برای پژوهش‌های علوم قرآن اهمیت فراوان دارد؛ زیرا یکی از آسیب‌های برخی مطالعات تفسیری آن است که دیدگاه مفسر از چند عبارت منفرد استخراج می‌شود، بدون آنکه نظام فکری او و پیوند میان اصول نظری و عملکرد تفسیری‌اش مورد توجه قرار گیرد.

توجه کتاب به موضوعاتی مانند حجیت ظواهر قرآن، اسباب نزول، ناسخ و منسوخ و قرائات قرآن، انتخابی سنجیده است. این مباحث صرفاً مقدمات تاریخی علوم قرآنی نیستند، بلکه در فرآیند استنباط فقهی می‌توانند نتیجه فهم آیه را تغییر دهند. برای مثال، نوع مواجهه مفسر با قرائات، پذیرش یا عدم پذیرش ادعای نسخ و میزان اعتبار اسباب نزول، مستقیماً در قلمرو دلالت آیات‌الاحکام تأثیرگذار است. از این جهت، کتاب به‌درستی نشان می‌دهد که فقه‌التفسیر بدون شناخت مبانی مفسر در علوم قرآنی قابل تحلیل دقیق نیست.

ویژگی مهم‌تر کتاب در بخش کاربردی آن آشکار می‌شود؛ جایی که نویسنده به سراغ نمونه‌هایی از آیات فقهی رفته است. بررسی آیاتی در موضوعاتی چون حیض، امر به معروف و نهی از منکر، متعه، حد زنا، عده طلاق، ربا و جوارح مکلبین، امکان مشاهده روش علامه در میدان واقعی تفسیر را فراهم می‌کند. در این بخش دیگر سخن تنها از مبانی انتزاعی نیست؛ بلکه خواننده می‌تواند ببیند که لغت، قرائت، روایت، اصول فقه، سیاق و دیگر قرائن چگونه در فرآیند فهم حکم شرعی با یکدیگر ارتباط پیدا می‌کنند.

از منظر روش‌شناختی، همین ویژگی کتاب ارزش ویژه‌ای دارد. در مطالعات قرآنی، صرف اینکه گفته شود یک مفسر به «قرآن به قرآن» معتقد است، برای شناخت روش او کفایت نمی‌کند. مسئله مهم آن است که مشخص شود این اصل هنگام مواجهه با یک آیه فقهی چگونه عمل می‌کند؛ چه نسبتی با روایت برقرار می‌سازد؛ در تعارض ظاهری ادله چه جایگاهی دارد و مفسر چگونه از دلالت لفظی به نتیجه تفسیری یا فقهی می‌رسد.

با این حال، هر اثر پژوهشی در کنار نقاط قوت، می‌تواند زمینه‌ای برای تحقیقات تکمیلی نیز فراهم سازد. به نظر می‌رسد در پژوهش‌های آینده درباره این موضوع، تفکیک دقیق‌تر سه ساحت «تفسیر آیه»، «تحلیل اصولی دلالت» و «استنباط حکم فقهی» می‌تواند تصویر روشن‌تری از روش علامه به دست دهد. هر نتیجه تفسیری الزاماً فتوا نیست و هر تحلیل فقهی نیز صرفاً از ظاهر یک آیه حاصل نمی‌شود. تعیین مرز این سه حوزه از مسائل بسیار مهم در مطالعات آیات‌الاحکام است.

همچنین مقایسه دیدگاه علامه با چند تفسیر فقهی شاخص شیعه و اهل سنت می‌تواند قدرت تبیینی چنین پژوهشی را افزایش دهد. چنین مقایسه‌ای روشن خواهد کرد که کدام بخش از روش علامه ادامه سنت تفسیری پیشین و کدام بخش حاصل نوآوری خاص او در المیزان است.

از سوی دیگر، عنوان «مبانی و روش‌شناسی» انتظار مخاطب را به سمت ارائه یک الگوی جامع از مراحل فهم آیات‌الاحکام در المیزان سوق می‌دهد. ازاین‌رو، می‌توان در پژوهش‌های بعدی الگوریتم تفسیری علامه را با دقت بیشتری صورت‌بندی کرد؛ مثلاً اینکه وی در مواجهه با یک آیه فقهی از کدام مرحله آغاز می‌کند، چه زمانی به آیات دیگر مراجعه می‌کند، جایگاه روایات کجاست، تحلیل لغوی و سیاق چه نقشی دارد و داده‌های تاریخی در چه مرتبه‌ای از اعتبار قرار می‌گیرند.

در مجموع، «علامه طباطبایی و تفسیر آیات‌الاحکام؛ مبانی و روش‌شناسی» را باید اثری در مسیر بازشناسی بُعد فقهی المیزان دانست؛ بُعدی که گاهی زیر سایه شهرت فلسفی، اجتماعی و روش تفسیری علامه کمتر دیده شده است. ارزش چنین آثاری در این است که المیزان را از جایگاه یک کتاب صرفاً قابل ستایش، به متن زنده‌ای برای پژوهش، نقد، تحلیل و نظریه‌پردازی تبدیل می‌کنند.

امروز مطالعات قرآنی بیش از هر زمان دیگری نیازمند پژوهش‌هایی است که میان «مبانی نظری» و «عمل تفسیری» پیوند برقرار کنند. این کتاب در همین مسیر حرکت کرده است و می‌تواند برای دانشجویان، پژوهشگران علوم قرآن و حدیث، علاقه‌مندان به فقه‌القرآن و محققان اندیشه علامه طباطبایی، زمینه‌ای مناسب برای طرح پرسش‌های تازه و انجام مطالعات عمیق‌تر فراهم آورد. شاید مهم‌ترین دستاورد اثر نیز همین باشد: دعوت دوباره پژوهشگر به خواندن المیزان، نه فقط به‌عنوان یک تفسیر بزرگ، بلکه به‌مثابه یک نظام فکری که هنوز ظرفیت‌های بسیاری برای کشف و گفت‌وگوی علمی در خود نهفته دارد.

شناسه خبر : 28311
تاریخ : 1405/6/26 20:27:42
لینک خبر :  https://daryaaknar.ir/sl/3x2fNd
نویسنده خبر :
X

🔶 دکتر فردین احمدی

🔹 مدیر مسئول  و صاحب امتیاز انتشارات بین المللی حوزه مشق

🔹 مدرس دانشگاه

🔹فعال رسانه (تلویزیون،رادیو،خبرگزاری ها و...)

🔹 مدیر مسئول سایت حوزه مشق

🔹 مدیر مسئول سایت فروشگاه کتاب باز حوزه مشق

🔹دبیر انجمن ادبی کشف استعداد برتر

اخبار مرتبط

نظرات

0
دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد. پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد. پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.