
معرفی کتاب: دلشوره های باران
واگویهای در ستایش عشق و شیدایی؛ دیباچهای بر جادوی کلمات
از سپیدهدم خلقت و آن زمان که نخستین جوانههای هستی بر خاک رویید، روایت عشق با دو واژه ازلی پیوند خورد: زن در قامت معشوقهای افسونگر و زیبا، و مرد در کسوت عاشقی بیقرار و شیدا. در پیچ و خم افسانهها و اوراق کهن تاریخ، همواره شنیدهایم که مردان برای رسیدن به حریم امن آغوش یار، با اژدهایان سهمگین جنگیدهاند، قلعههای نفوذناپذیر را گشودهاند، سر به بیابانهای بیانتها گذاشته و تیشه بر پیکر سخت کوهها زدهاند. آنها تمامی این مرارتها و صعوبتها را به جان خریدند تا تنها لبخندی از سر مهر بر لبان معشوق بنشانند.
عشق، این حیرتانگیزترین و در عین حال، لطیفترین رنج بشری، پارادوکسی ابدی است؛ گاه چون نسیمی بهاری، زیباترین لحظات را به جان ما میبخشد و گاه چون دریایی طوفانی، ما را در گرداب غم و اندوهی ژرف غوطهور میسازد.
اگرچه جوهر عشق، جنسیتی نمیشناسد و در گذر زمان، این فرصت برای زنان نیز فراهم شده تا جسورانه عشق بورزند و راوی شیدایی خویش باشند، اما این به معنای دگرگونی جایگاههای ازلی نیست. زن عاشق میشود نه برای آنکه جای معشوق را با عاشق عوض کند؛ بلکه او عاشق میشود تا در فرایندی پیچیده، عمیق و سرشار از ظرافتهای احساسی، مرد را به همان قهرمان اساطیری و اژدهاکشی بدل کند که پیشمرگ عشق است. زن عاشق میشود تا در نهایت، در پرتو شجاعت و فداکاری مرد، خود در والاترین جایگاه معشوقگی باقی بماند.
و من، در مقام کسی که عشق را یگانه سرچشمه حیات و تپش قلب هستی یافتهام، کوشیدهام تا با زبانی زنانه و در قالب کلماتی که از عمق جان برآمدهاند، این حس متعالی را به تصویر بکشم. آرزوی قلبی من این است که تمام انسانهای شریف و پاکنهاد، با تمام وجود، شکوه عشق را درک کرده و طعم شیرین این تجربه بیبدیل را بچشند.
راه های ارتباطی با انتشارات حوزه مشق
۰۹۱۹۱۵۷۰۹۳۶
۰۹۳۹۳۳۵۳۰۰۹



نظرات
0