
نخواهد خورد.
در واقع، مسئولیت در حقوق بینالملل معاصر شبکهای از سازوکارهای موازی و گاه متداخل است که میتوانند بهصورت همزمان علیه دولت متجاوز به کار گرفته شوند؛ هر اندازه این شبکه، دقیقتر و مستندتر طراحی شود، هزینه استمرار رفتار متخلفانه نیز افزایش خواهد یافت؛ از این منظر، خطای راهبردی آن است که دولتی که مورد تجاوز قرار گرفته، تمام ظرفیت حقوقی خود را در انتظار شناسایی رسمی جنایت تجاوز از سوی نهادهایی معطل سازد که تجربه تاریخی، محدودیتهای ساختاری و سیاسی آنها را بارها آشکار کرده است.
راهبرد مؤثر بهرهگیری هوشمندانه از تکثر رژیمهای مسئولیت در حقوق بینالملل و طراحی یک راهبرد حقوقی چندوجهی است که بتواند تجاوز را به مجموعهای از مسئولیتهای مستمر با آثار حقوقی و سیاسی بلندمدت برای دولت متجاوز تبدیل کند؛ به نظر میرسد این واقعبینانهترین و در عین حال مؤثرترین پاسخی است که حقوق بینالملل معاصر، با وجود تمامی محدودیتهای ساختاری خود در اختیار دولتی که مورد تجاوز قرار گرفت است، قرار میدهد.



نظرات
0