
اسدالله سالاری / روزنامهنگار
ماجرای درگیری خداداد عزیزی و امید عالیشاه، حالا ابعاد دیگری پیدا کرده است.
آنچه در حاشیه دیدار تراکتور و گلگهر اتفاق افتاد، با الفاظ زشت و زننده خداداد عزیزی علیه عالیشاه به اوج رسید؛ اما حرفهای بعدی مدیرعامل و کاپیتان تراکتور، ماجرا را از یک درگیری شخصی فراتر برده است.
خداداد عزیزی در واکنش به اتفاقات رخداده، حرفهایی زد که تکرار بخشهایی از آن حتی در یک رسانه ورزشی هم شرمآور است. انتظار میرفت باشگاه تراکتور همان ابتدا و بدون اما و اگر، مرز خود را با چنین ادبیاتی روشن کند؛ اما بخش مهمی از واکنشها به این سمت رفت که چه کسی شروعکننده بوده و چرا فایل صوتی منتشر شده است.
در ادامه، حرف دیگری مطرح شد که از خود درگیری هم قابل تأملتر بود.
حجت کریمی، مدیرعامل تراکتور، گفته است شجاع خلیلزاده پس از بازی به او گلایه کرده که چرا به سکوها گفته است فحاشی نکنند. این موضوع بعداً در صحبتهای خود خلیلزاده نیز در فضای رسانهای مطرح شد. البته باشگاه تراکتور در توضیح بعدی اعلام کرد منظور خلیلزاده اعتراض به برخورد یکطرفه با سکوهای تراکتور و بیتوجهی به رفتار بازیکن حریف بوده است.
با این حال، حتی اگر توضیح باشگاه را بپذیریم، اصل ماجرا تغییری نمیکند. اینکه کاپیتان یک تیم فوتبال نسبت به جلوگیری از فحاشی روی سکوها معترض شود، از نظر اخلاق ورزشی قابل تأمل است. کاپیتان تیم باید در چنین موقعیتهایی از بازیکنان و هواداران بخواهد فضای مسابقه را از توهین و بیاحترامی دور نگه دارند، نه اینکه جلوگیری از این رفتار را محل گلایه قرار دهد.
بازوبند کاپیتانی فقط یک نشانه در زمین نیست. بازیکنی که این بازوبند را بر بازو دارد، خواهناخواه یکی از چهرههای اثرگذار باشگاه است و رفتار او توسط بازیکنان جوانتر و هواداران دیده میشود. طبیعی است که از چنین بازیکنی انتظار داشته باشیم هنگام عصبانیت، به جای دامن زدن به تنش، آن را کنترل کند و اگر هوادار حریف یا حتی بازیکن مقابل رفتاری خارج از چارچوب داشت، پاسخ او نیز در همان چارچوب حرفهای باقی بماند.
وقتی این مرزها جابهجا شود، فحاشی و توهین بهتدریج از یک رفتار ناپسند به بخشی عادی از فضای فوتبال تبدیل میشود؛ رفتاری که تماشاگر نوجوان و بازیکن جوان هم آن را میبیند و ممکن است همان را بخشی از فرهنگ هواداری و رقابت فوتبالی تصور کند.
ماجرای شجاع خلیلزاده و حرکت جنجالی او مقابل هواداران چادرملو را هم نمیتوان از حافظه فوتبال ایران پاک کرد. خود خلیلزاده بعدها بابت آن اتفاق عذرخواهی کرد و کمیته انضباطی نیز او را به دلیل رفتار غیرورزشی جریمه کرد.
حالا که همان بازیکن بازوبند کاپیتانی تراکتور را بر بازو دارد، طبیعی است که انتظار از او بیشتر باشد. کاپیتان علاوه بر نقش فنی داخل زمین، در رفتار حرفهای و اخلاقی نیز برای مجموعه تیم و هوادارانش دیده میشود.
هوادار تراکتور اگر فحاشی کرده، باید پاسخگو باشد؛ همانطور که هوادار هر تیم دیگری هم باید باشد. رفتار یک طرف را نمیتوان با اشاره به رفتار طرف مقابل توجیه کرد. اگر قرار باشد هر بار گفته شود «آنها هم فحش دادند»، نتیجه چیزی جز ادامه همین چرخه نیست و در نهایت حرمت فوتبال و ورزشگاه آسیب میبیند.
در فوتبال ایران کم ندیدهایم که اتفاقات روی سکوها از مرز کریخوانی و تشویق عبور کرده و به توهین و فحاشی رسیده است. هواداران تراکتور هم در سالهای گذشته بارها به دلیل رفتار بخشی از سکوها خبرساز شدهاند. این موضوع البته مختص تراکتور نیست و تقریباً در فوتبال ایران، نمونههای مختلفی از آن دیده میشود.
ماجرای کشاله ران شجاع خلیلزاده نیز هنوز در محافل ورزشی دستمایه شوخی و طنز است؛ اتفاقی که نشان داد یک رفتار خارج از چارچوب چگونه میتواند مدتها همراه نام یک بازیکن باقی بماند.
باشگاهی با این حجم از هوادار، این میزان توجه رسانهای و چنین جایگاهی در فوتبال ایران، نمیتواند نسبت به فرهنگ رفتاری اطراف خودش بیتفاوت باشد. بازیکنان و چهرههای شناختهشده چنین باشگاهی نیز بیرون از زمین برای هواداران و نسل جوان دیده میشوند و رفتارشان میتواند بر فضای ورزشگاه و فرهنگ هواداری اثر بگذارد.
به همین دلیل، انتظار از باشگاه تراکتور روشن است: فحاشی و توهین، چه از سوی هوادار باشد، چه بازیکن، مربی یا هر عضو دیگری از مجموعه فوتبال، باید با یک معیار سنجیده شود. نمیتوان برای یک رفتار، بسته به اینکه چه کسی آن را انجام داده یا علیه چه تیمی بوده، معیار متفاوتی داشت.
از فدراسیون فوتبال نیز انتظار میرود همین نگاه را در تصمیمهای انضباطی دنبال کند. اگر یک بازیکن، مربی یا مدیر به هر دلیلی به فحاشی و توهین دامن بزند، برخورد باید بر اساس رفتار انجامشده باشد، نه نام باشگاه و جایگاه افراد.
هوادار حق دارد تیمش را تشویق کند، از داوری ناراحت باشد و حتی از بازیکن حریف عصبانی شود؛ اما هیچکدام از اینها مجوز توهین و فحاشی نیست.
اگر خداداد عزیزی در جریان این اتفاق از کوره در رفته است، باشگاه باید نخستین نهادی باشد که شأن فوتبال را جدی میگیرد و مرز خود را با چنین رفتاری روشن میکند، نه اینکه اصل موضوع تحت تأثیر بحث درباره شروعکننده درگیری یا انتشار فایل صوتی قرار بگیرد.
از تراکتور انتظار بیشتری میرود؛ چون تیم کوچکی نیست که رفتار اطرافش دیده نشود. هواداران فراوان، بازیکنان جوان و کودکان علاقهمند به فوتبال، رفتار این تیم و چهرههایش را دنبال میکنند.
باشگاهی که میخواهد در فوتبال ایران بزرگ باشد، باید در رفتار حرفهای و اخلاقی هم بزرگ دیده شود.
جام قهرمانی میماند، رکوردها هم در تاریخ ثبت میشوند؛ اما بعضی رفتارها هم میمانند و سالها اسم یک باشگاه یا یک بازیکن را دنبال میکنند.



نظرات
1اگر امثال خداداد عزیزی و خلیل زاده در دفعات قبلی برخورد شده بود الان چنین نبود . فدراسیون فوتبال فعلا طویله ای بی صاحب است