
لطفاً خودتان را معرفی کنید.
بسم الله الرحمن الرحیم
الهام سنجابی شیرازی هستم. تهیهکننده، گوینده، نویسنده رادیو سراسری زیارت، از سال۸۱ وارد سازمان صدا و سیمای مرکز کرمانشاه شدم و به عنوان گوینده و سردبیر در معاونت اطلاعات اخبار شروع به کار کردم. از سال ۸۲ خبرنگار خبرگزاری دانشجو و ایسنا و روزنامههای جامجم، راه توسعه و مجلات تیتی و تیتو، سلام بچهها و شاهد نوجوان بودم.در سال ۱۴۰۰با عنایت امام رئوف به مشهدالرضا منتقل شدم و تا الان که در خدمت شما هستم به عنوان تهیه کننده و نویسنده و گوینده و گزارشگر مشغول به کار هستم. و تا الان ۸۰۰ کتاب رو به صورت کتاب صوتی کار کردم. به فضل خدا نویسنده کتابهای دفاع مقدس در حوزه کودکان، نوجوانان، و بزرگسالان بودم.
از مسیر ورودتان به نویسندگی و رسانه بگویید؛ چه شد که این راه برای شما جدی شد؟
از دوران راهنمایی به نویسندگی و گویندگی علاقهمند بودم. همیشه از درس انشا نمره ۲۰میگرفتم. تا اینکه در سال ۷۹ که باشگاه رادیو تلویزیونی جوان در کرمانشاه راهاندازی شد، بنده هم با شور و شوق در کلاسها شرکت کردم و از بین بیش از هزار هنرجو در هر دو کلاس یعنی نویسندگی و گویندگی جز۱۰ برگزیده کلاسها شدم. کلاسها هم در سه دوره برگزار شد. دوره مقدماتی، تکمیلی، و پیشرفته به نظر من تا استعدا در حرفهای نباشد. آموزش آنچنان معنایی ندارد.
ورود به حوزۀ شهدا نوشتن دربارۀ شهدا و آزادگان چگونه برای شما تبدیل به دغدغۀ اصلی شد؟
باتوجه به اینکه پدر من از آزادگان و جانبازان جنگ تحمیلی هستند و روزهای جنگ در استان کرمانشاه برای من و خانوادهام و مردم غیور کرمانشاه رقم خورد. دغذغه فکریام بود که از دیدهها و شنیدهها بنویسم و به لطف خدا و عنایت امام رضا علیه السلام این نوشتهها در قالب کتاب تکمیلتر شد.
اولین گفتوگو با خانوادۀ شهدا چه تأثیری روی نگاه شما گذاشت؟
ما هر چه داریم از شهدا و خانواده شهدا داریم. همیشه توفیق داشتم به همراه مادرم از همان سالهای شروع جنگ که کودک بودم تا امروز در تشییع پیکر مطهر شهدا شرکت کردهام و مستجاب الدعوه بودن شهدا را دیدهام. نه تنها اولین گفتگو بلکه تمام گفتگوها تأثیرش این بوده که فهمیدهام، دعوت از جانب شهید بوده که من یا هر نویسنده دیگری، کتابی را به رشته تحریر در آورده و ما از خود هیچ ارادهای نداشته ایم.
روش تحقیق برای نوشتن زندگینامهها اطلاعات را چگونه جمعآوری میکنید و چه معیارهایی برای صحت روایت دارید؟
ابتدا به سراغ خانواده شهدا میروم و بعد از دوستان و اقوام شهید مصاحبه میگیرم و درنهایت اگر به منابع آرشیوی دسترسی داشته باشم هم در نگارش کتاب استفاده میکنم.
چگونه بین واقعیت تاریخی و جذابیت ادبی در روایت زندگی شهدا تعادل برقرار میکنید؟
بدون شک همیشه سعی کردهام در نوشتههایم از واقعیت تاریخی و جذابیت ادبی به صورت مساوی بهره ببرم.
سختترین لحظهای که در مسیر نوشتن یا مصاحبه با خانوادۀ شهدا تجربه کردید، چه بوده؟
سختترین لحظه زمانی بود که به سراغ خانواده شهیدان کهریزی رفتم، که در جنگ سوم تمام اعضای خانواده خود را از در کرمانشاه از دست داده بودند. یعنی ۱۰ نفر عزیز را و فقط دو خواهر از آن خانواده بیگناه به یادگار مانده بودند.
تأثیر شخصی این مسیر چه تغییری در زندگی شخصی و نگاه شما ایجاد کرده؟
قطعا تأثیرات بزرگی داشته و یکی از آن تأثیرات این بوده که با عنایت شهدا خادم الرضا، خادم الشهدا، و روایتگر دفاع مقدس شدهام.
همکاری شما با رادیو زیارت چگونه آغاز شد و چه نقطۀ عطفی داشت؟
از سال۷۹ که دوره گویندگی را گذراندم به ترتیب در رادیو کرمانشاه و بعد در رادیو معارف و رادیو زیارت مشغول به کار شدم. و نقطه عطفش این بود که در نزدیکترین جا به حرم مطهر امام رئوف، در رادیو زیارت که با نام امام رضا علیهالسلام و با دستان مبارک شهید رییسی افتتاح شد. مشغول کار برای امام مهربان و همه معصومین علیهمالسلام هستم.
تهیۀ برنامههای مرتبط با زیارت چه چالشها و چه زیباییهایی دارد؟
بدون شک زیباییهای منحصر به فرد خودش را دارد. کوچکترین کار برای امام رضا علیه السلام، برکت عجیبی را به زندگیام وارد میکند که قابل مقایسه با هیچ چیز نیست. امام رضا، همان طور که از نام مبارکشان پیداست امام رئوف هستند و محال ممکن بوده است که هر آنچه با روسیاهیم طلب کردهام، اجابت نکرده باشند.
هنگام گویندگی دربارۀ شهدا چه حساسیتهایی را رعایت میکنید تا روایت حرمتدار بماند؟
همیشه سعی کردهام به تمام جوانب زندگی شهدا چه در نگارش برنامه چه در گویندگی بپردازم و حق مطلب را تا حدود زیادی رعایت کنم که شرمنده آنها نشوم.
پیوند زیارت و شهدا فضای زیارت چه نسبتی با روایت زندگی شهدا دارد و چگونه این دو در کار شما به هم میرسند؟
پیوند آنها این بوده که تمام شهدا ارادت خاصی به امام رضا علیه السلام داشتهاند. و به هر زندگینامهای که رسیدهام رد پایی از زیارت و دلتنگی برای حرم امام رضا و سایر معصومین علیهمالسلام وجود داشته است.
چه نوع بازخوردهایی دربارۀ برنامههای شما میدهند؟
با توجه به اینکه تعداد رادیوها امروز خیلی بیشتر از قبل شده ولی به برکت نام مبارک امام رضا علیه السلام مردم به این رادیو علاقهمند هستند و از بخش رواق کتاب که بنده تهیه کننده و گوینده آن هستم، استقبال خوبی شده است.
از کتابها و زندگینامههایی که نوشتهاید بگویید؛ هرکدام چه دغدغهای داشته؟
به لطف خدا و اهل بیت و شهدا من با کتابها زندگی میکنم. چه هرشب که باید بدون استثنا حداقل۵۰ صفحه کتاب مطالعه کنم یا کتاب صوتی گوش کنم و چه موقع نگارش کتابها، کتابهایی که تا امروز نوشتهام. همه برگرفته از وقایع زندگی شهدا و ایثارگران بودهاند. توفیق داشتهام تا امروز ۱۷ کتاب را به رشته تحریر در آورم که برخی از آنها عبارتند از پسرم شهرام. هانیه. چهارشنبههای قرار. مدافع قهرمان شاه چراغ. فرزند کرمانشاه و... . بوده است.
نوشتن زندگینامۀ شهدا چه تفاوتی با دیگر گونههای نوشتاری دارد؟
تفاوتش این است که احساس میکنم تکلیف بزرگی برعهده دارم که باید تا جایی که در توانم هست این تکلیف را عملی کنم.
روایت زندگی شهدا مسئولیت سنگینی است؛ این مسئولیت را چگونه تعریف میکنید؟
بله یقیناً همینطور است، این مسئولیت آنقدر سنگین است که اگر خدای نکرده کمکاری کنیم فردای قیامت باید پاسخگوی شهدا باشیم.
رسانهها امروز چه نقشی در انتقال فرهنگ ایثار و مقاومت دارند؟
نقش رسانهها بسیار مهم است، پس از دفاع مقدس دوم و سوم به لطف خدا نقش رسانهها در انتقال فرهنگ ایثار بهتر از قبل شده، ولی شایسته است که این نقش پررنگتر شود.
این روزها روی چه پروژهای کار میکنید؛ کتاب یا برنامهٔ جدیدی در راه است؟
بله مشغول نگارش فصلهای پایانی کتاب اسارت پدرم و تلاشهای مادرم درطول ۸ سال دفاع مقدس هستم.
مسیر آیندۀ کاریتان را چگونه میبینید و چه هدفی برای ادامۀ راه دارید؟
ان شاءالله اگر عمری باقی بود دوست دارم از شهدایی بنویسم که هیچگاه رادیو و تلویزیون و سایتها سراغی از آنها را نگرفتهاند. ما وظیفۀ خطیری بر دوش داریم. متأسفانه اکثر پدرها و مادرهای شهدا را از دست دادهایم و باید تا مابقی این عزیزان در قید حیات هستند، کاری بکنیم.
اگر بخواهید مخاطبان روزنامه و شنوندگان رادیو را به خواندن آثار و شنیدن برنامههایتان دعوت کنید، چه میگویید؟
خوشحال میشوم اگر شنوندۀ برنامههای رادیویی باشند و بیشتر با کتاب انس و الفت بگیرند.یک انتقاد کوچک هم از برخی انتشارات دولتی دارم. متأسفانه برخی از آنها بدون اینکه اثر نویسنده را دیده باشند یا ارزیابی کرده باشند، رفتار ناشایستی دارند و اجازۀ کار به نویسنده را نمیدهند. و درد این است که موضوعی را که نویسنده علاقهمند شده و به نگارش درآورده را هم خود آن استان هم کار نکرده، فقط به این دلیل که نویسنده را نمیشناسند اجازۀ فعالیت نمیدهند.در پایان جا دارد از انتشارات وزین و ارزشمند ناران با مدیریت سرکار خانم خادم که اخلاق فوقالعاده خوبی دارند و همچنین از اداره کل حفظ آثار کرمانشاه با مدیریت بخش ادبیات سرکار خانم زهرا باقری و هماهنگی امور جناب آقای مرتضی حسینیفر کمال تشکر و قدردانی را داشته باشم. تنها کاری که به پاس زحمات و مهربانی این بزرگواران میتوانم انجام دهم این است که در حرم مطهر امام مهربانیها دعاگویشان باشم و از خداوند بزرگ بهترین مقدرات را برایشان خواستار باشم.



نظرات
0