
اما ای کاش بدانید که معجزهها، گاهی نه در قصههای کهن، که در ارادهی انسانی زاده میشوند. سالِ نو، با نسیمی تازه، بروجرد را دگرگون کرد. هر بار که پای به این شهر میگذارم، با چشمانی بهتزده روبهرو میشوم با منظرهای نو: مبلمانِ شهریِ مدرن که خیابانها را به تابلوهای هنری بدل کرده، عمران و آبادیهایی که همچونِ بارانی بهاری بر خاکِ تشنه فرو میریزد، و افتتاحِ پروژههایی که نفسِ تازهای به ریههایِ شهر دمیده است. تلهسیژِ بروجرد، که پس از ۲۷ سالِ انتظار، در اردیبهشتِ ۱۴۰۴ به عنوانِ سومینِ تلهسیژِ استانداردِ کشور پس از تهران و مشهد، رونمایی شد، نمادی از این تحول است. مسافرانی که بر صندلیهایِ معلقِ آن سوار میشوند، از بلندیهایِ بامِ شهر، بروجرد را چونِ نگینی در آغوشِ کوهها میبینند – شهری که دوباره نفسِ میکشد، میخندد و به آینده مینگرد.
و چه زیباست دریاچهیِ فدک، آن جواهرِ مصنوعیِ غربِ کشور، که با آبِ زلالِ خویش، آینهای شده برایِ آسمانِ آبیِ لرستان. این دریاچه، که قابلیتِ تبدیلِ شدن به بزرگترینِ مرکزِ قایقرانیِ کشور را دارد، نه تنها جاذبهای گردشگری است، بلکه نمادی از تعهدِ مدیرانِ شهر به حفظِ محیطِ زیست و ایجادِ فضاهایِ تفریحیِ پایدار. هرچند خشکسالیِ اخیر، سایهای بر آن انداخته، اما برنامههایِ توسعهایِ اخیر، از جمله استفاده از پسابِ تصفیهشده برایِ احیایِ فضایِ سبز، نویدبخشِ بازگشتِ شکوهِ آن است. اینها تنها گوشهای از تغییراتاند: آسفالتِ گستردهیِ معابر، احداثِ چهارِ تقاطعِ جدید با اعتباری بالغ بر هزار و ۶۰۰ میلیاردِ تومان، ساماندهیِ مشاغلِ شهری و ایجادِ ۱۰۰ هکتارِ فضایِ گردشگری – همه و همه، چونِ گلهایی در باغیِ تازهکاشتهشده، بروجرد را به شهری پویا و زندهِ بدل کردهاند.
اما رازِ این شتابِ شگفتانگیزِ عمرانی، نه در بودجههایِ نجومی، که در دلِ آدمهایی است که خدمت را بر صندلیِ قدرتِ ترجیح دادهاند. پرسوجویم از اهالی، مرا به نامِ "جنابِ عیدی" رساند: یحیی عیدیِ بیرانوند، شهردارِ بروجرد، مردی با سوابقی درخشان در مدیریتِ شهریِ لرستان، از ریاستِ شورایِ شهرِ خرمآباد تا سرپرستیِ امورِ شهریِ استان. عیدیِ بیرانوند، با مدرکِ کارشناسیِ ارشدِ مدیریتِ دولتی و حقوقِ عمومی، نه تنها پروژهها را پیش میبرد، بلکه فرهنگی از شفافیت و همدلی را در بدنهیِ شهرداریِ بروجرد کاشته است. کارگرانِ شهرداری، که روزگاری دغدغهیِ حقوقِ معوقه را داشتند، اکنون با پرداختِ بهموقعِ حقوقها، آرامِ خاطر به کارِ خویش مشغولاند. و اینجاست که نقشِ مشاورِ شهردار، مهندسِ نادرِ پاپی، چونِ نگینیِ دیگر میدرخشد. پاپی، فعالِ سیاسیِ رسانهای و مشاورِ شورایِ شهر و شهرداری، با نشستهایِ هماندیشی و پیگیریهایِ میدانی، پلی از اعتماد میانِ شهرداری و شورا زده است. هماهنگیِ دوستانه و جدیِ میانِ این دو نهاد، همچونِ آبیِ برِ آتشِ تشنگیِ عمرانیِ مردمِ بروجرد، شعلهورِ شده و شهر را به پیش میراند.
در گفتگوییِ صمیمی با مهندسِ پاپی، کلماتِ او چونِ شعریِ الهامبخش بر گوشِ من نشست: "مردمِ بروجرد، تشنهیِ عمرانِ شهریاند؛ ما نیز تشنهیِ رضایتِ آنها. کمیسیونِ معاملاتِ ما، همچونِ نگهبانیِ دقیق، هرِ قراردادی را از فیلترِ شفافیت میگذراند تا هیچِ سایهای بر عدالتِ شهری نیفتد. کارگرانِ خدومِ شهرداری، با بیمهِ عمر و تکمیلی، و پاداشِ عملکردِ منصفانه، انگیزهایِ مضاعف برایِ تلاشِ بیوقفه دارند – اینها نهِ هزینه، که سرمایهای برایِ آیندهیِ شهرند." این همدلی، این تعهدِ جمعی، بروجرد را از ورطهیِ رکودِ گذشته نجات داد و به الگوییِ ملی بدل کرد.
در دنیایی که سیاستمدارانِ بسیاری، وقتِ خویش را صرفِ دعواهایِ جناحی، زخمِ زدنِ بهِ دیگران و بقایِ خویش میکنند، بروجرد چونِ چراغیِ فروزان، یادآوری میکند که خدمتِ بهِ مردم، بالاترینِ سیاست است. ای کاشِ این رفتار، این مدیریتِ مردممحور، الگویی شود برایِ همهیِ مسئولانِ کشور – جایی که جناحها در حاشیه بنشینند و رفاهِ شهروندان، در مرکزِ صحنهِ قرار گیرد.بهِ بروجردِ امروز بنگرید: نه تنها پاریسِ کوچکِ دیروز، که پاریسِ نوینِ ایرانِ فرداست . شهری که با دستانِ متحدِ مدیرانِ خویش، پلی به سویِ آیندهایِ روشن زده است. و ما، مسافرانِ گذری، با هرِ نگاهی بهِ آن، امیدوارتر از پیش، بهِ راهِ خویش ادامه میدهیم. ای بروجردِ زیبا ، تو الگوییِ باش برایِ آنها و برایِ ایرانِ بزرگ.



نظرات
0