آخرین اخبار
نتایج جستجوی برچسب : دلنوشته
کلمات کوچک، زخمهای بزرگ
کلمات کوچکاند؛ اما گاهی میتوانند در زندگی یک انسان زخمهایی به بزرگی یک عمر بسازند و چه خوب است اگر سهم ما از کلمات زخمی نباشد که کسی سالها بعد هنوز جای آن را لمس کند.
کاش کمی بیشتر مینشستیم
مادرها هیچوقت نمیگویند «این آخرین بار است»؛ فقط میگویند: «بشین مادر، یک چای بخور.» و ما هم خیال میکنیم همیشه برای نشستن و چای خوردن وقت هست.
صبحهای شلوغ، ظهرهای عجول، عصرهایی که هزار کار داشتیم و شبهایی که خستهتر از آن بودیم که چند دقیقهای بنشینیم. مادر چای میریخت و ما ساعت را نگاه میکردیم. میگفت: «حالا کجا با این عجله؟ بشین مادر، چایت سرد میشود.» و ما میگفتیم: «باشه، دفعه بعد بیشتر مینشینم».
کاش کسی حال مرا میپرسید !
این روزها، خیلیها لبخند میزنند؛ نه از سر شادی، از سر عادت.لبخند میزنند تا کودکشان نترسد، تا مادر پیر خانه نگران نشود، تا همسرشان نفهمد شب گذشته تا صبح چشم روی هم نگذاشتهاند. لبخند میزنند و میگویند: چیزی نیست... خوبم. و شاید هیچکس نمیداند پشت همین «خوبم» چند شب بیخوابی، چند بغض فروخورده و چند نگرانی پنهان شده است.
از خیال من تا انچه که دیگران میخوانند
تخیّلم پناهِ من است؛ جایی که با واژهها نفس میکشم و از مرزِ واقعیت عبور میکنم.
حسین لطفی نیا به دلنوشته حمید زارعی واکنش نشان داد
حسین لطفی نیا شاعر و فیلم ساز، تهیه کننده برنامه های تلویزیونی در واکنش به دلنوشته سیاسی حمید زارعی، دیدگاههای خود را مطرح کردند
تابلویی از عظمت و شکوه جاودانه ی کربلا
شکوه جاودانهی کربلا در تابلوی نقاشی ام و قلم لرزانی که هیچگاه نتوانست آنطور که شایسته است برایت بنویسد حسین جانم
جنگ صحنه تکرار اقتدار ماست!!!
وطنم،
ایران،
با اقتدار و وقار ایستاد،
نه در غوغا،
که در توازنِ عقل و آتش.
ایرانم
ایران جانم، قوی و استوار باش چون همیشه، چون جنگل های سرسبزت، زیبا و آباد بمان که دیریست به تو دل باخته ایم، به ذره ذره از خاکت، بویت، مویت، رویت.
روایتی از دیوارهایی که تاریخ را نفس میکشند
از زبان خانههایی که روزگاری آغوششان پناه خاطرات بود و اکنون جای خود را به برجهای بیروح دادهاند.
دلنوشته ها یکی از زیباترین و شخصی ترین اشکال ادبیات هستند
دلنوشته با احساسی ترین و درونی ترین افکار و احساسات نویسنده ارتباط دارد












