
فردوسی؛ نگهبان زبان، معمار هویت و وجدان بیدار ایران
نویسنده: دکتر فردین احمدی مدیر مسئول انتشارات بین المللی حوزه مشق
یکم بهمن، تنها سالروز تولد شاعری بزرگ نیست؛ روز تولد دوباره زبان فارسی، روز تجلی وجدان تاریخی ایران و یادآور ایستادگی فرهنگی ملتی است که در سختترین بزنگاههای تاریخ، خود را از مسیر زبان، اسطوره و خرد نجات داده است. در این روز، از مردی یاد میکنیم که اگر نبود، شاید امروز «ایران» تنها نامی در حاشیه تاریخ بود؛ حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی.
فردوسی فقط شاعر نیست؛ او یک ملت است در قامت یک انسان. او تاریخنگار نیست، اما از بسیاری تاریخنویسان دقیقتر تاریخ را روایت میکند. فیلسوف نیست، اما ژرفترین مفاهیم فلسفی، اخلاقی و انسانی را در قالب داستان و اسطوره بیان میکند. فردوسی، معمار هویت ایرانی است؛ هویتی که زبان فارسی ستون اصلی آن است.
فردوسی در بزنگاه تاریخ
قرن چهارم هجری، قرنی است آکنده از آشوبهای سیاسی، فروپاشی ساختارهای کهن و سلطه زبان و فرهنگ بیگانه بر دستگاههای رسمی. پس از حمله اعراب، زبان فارسی در خطر فراموشی بود و فرهنگ ایرانی در معرض انحلال. در چنین شرایطی، فردوسی برخاست؛ نه با شمشیر، بلکه با کلمه. نه با قدرت سیاسی، بلکه با قدرت فرهنگ.
او سی سال از عمر خود را صرف سرودن شاهنامه کرد؛ سی سال ریاضت، ایمان و تعهد. شاهنامه، نه یک کتاب شعر، که پروژهای تمدنی است. فردوسی آگاهانه تصمیم گرفت تاریخ اسطورهای و حماسی ایران را به زبان فارسی زنده کند تا این زبان، حامل حافظه جمعی ایرانیان باشد.
شاهنامه؛ شناسنامه فرهنگی ایران
شاهنامه، آیینهای است که ایرانیان میتوانند خود را در آن ببینند؛ با همه ضعفها و عظمتها، شکستها و پیروزیها. در شاهنامه، انسان ایرانی با همه پیچیدگیهایش حضور دارد: قهرمان است، خطاکار است، خردمند است، گاه مغرور و گاه فروتن.
فردوسی در شاهنامه، مفاهیمی را طرح میکند که امروز نیز برای جهان معاصر حیاتیاند:
خردگرایی: خرد، بزرگترین فضیلت در شاهنامه است.
عدالت: پادشاهی بدون داد، محکوم به زوال است.
مسئولیت فردی: قهرمانان شاهنامه، مسئول انتخابهای خود هستند.
میهندوستی انسانی: ایراندوستی فردوسی، نفی دیگران نیست؛ دفاع از خویشتن است.
شاهنامه، مدرسه اخلاق است؛ نه با پندهای مستقیم، بلکه با روایت سرنوشت انسانها. از رستم میآموزیم که قدرت بدون خرد، فاجعه میآفریند؛ از سیاوش، پاکی و مظلومیت؛ از کاوه، شورش علیه ظلم؛ و از زال، آشتی خرد و عشق.
زبان فردوسی؛ زبان زندگی
یکی از شگفتیهای فردوسی، زبان اوست. زبانی پاک، استوار، زنده و موسیقایی. فردوسی نشان داد که زبان فارسی توان بیان بزرگترین مفاهیم انسانی را دارد. او عمداً از واژگان فارسی بهره گرفت و زبان را از آلودگی و فرسایش نجات داد.
بیجهت نیست که گفتهاند:
«فردوسی زبان فارسی را زنده کرد»
اما شاید دقیقتر آن باشد که بگوییم:
«فردوسی، زبان فارسی را به آگاهی رساند.»
امروز اگر مینویسیم، اگر میاندیشیم و اگر رؤیاهایمان را به فارسی بیان میکنیم، وامدار فردوسی هستیم. او به ما آموخت که زبان، فقط ابزار ارتباط نیست؛ ظرف اندیشه و حافظ کرامت انسانی است.
فردوسی و جهان امروز
برخی میپندارند فردوسی متعلق به گذشته است؛ اما حقیقت آن است که فردوسی، شاعر آینده است. جهانی که با بحران هویت، خشونت، بیعدالتی و فراموشی ریشهها دستوپنجه نرم میکند، بیش از هر زمان به صدای فردوسی نیاز دارد.
فردوسی، ما را به بازگشت به اسطوره دعوت نمیکند؛ بلکه به بازگشت به خرد فرا میخواند. شاهنامه، کتاب جنگ نیست؛ کتاب مسئولیت است. کتاب انسان است در برابر سرنوشت.
امروز که زبانها در معرض سادهسازی و ابتذالاند، فردوسی به ما میآموزد که زبان را باید پاس داشت. امروز که هویتها در حال حل شدن در کلیشههای جهانیاند، فردوسی یادآور میشود که جهانی شدن بدون ریشه، به بیهویتی میانجامد.
مسئولیت ما در برابر فردوسی
بزرگداشت فردوسی، فقط برگزاری مراسم و نصب بنر نیست. فردوسی را باید خواند، فهمید و بازخوانی کرد. شاهنامه باید وارد زندگی امروز ما شود؛ در مدرسه، دانشگاه، رسانه، هنر و حتی مدیریت فرهنگی.
ما اگر خود را وارث فردوسی میدانیم، باید از زبان فارسی درست استفاده کنیم، از تحریف تاریخ بپرهیزیم و فرهنگ را جدی بگیریم. فردوسی، آینهای است که هر نسلی باید خود را در آن بسنجد.
یکم بهمن، روز تولد مردی است که ثابت کرد یک انسان، با ایمان به فرهنگ، میتواند سرنوشت یک ملت را تغییر دهد. فردوسی نماد آن است که قدرت حقیقی، در اندیشه و زبان نهفته است.
به احترام فردوسی، باید ایستاد.
به نام او، باید نوشت.
و به راه او، باید اندیشید.
چرا که تا شاهنامه هست، ایران هست؛
و تا فردوسی خوانده میشود، زبان فارسی زنده است.



نظرات
0