
- لطفا یک معرفی کوتاه از خودتان ارائه کنید.
محمد فرخی متولد ۱۷ تیر ۱۳۷۸ از تهران هستم، کارشناسی حقوق خوندم و علاقهمند به حوزه فرهنگ و ادب
- چه شد که تصمیم گرفتید نوشتن را آغاز کنید؟ نقطهٔ شروع این مسیر برای شما کجا بود؟
شروع نوشتن و نگارش این کتاب برای بنده، ضرورت اثرگذاری در حوزه ادراکی بود؛ زمانه ما پر از هیاهوی بلند از فرهنگهای مختلف و آمیختگی سبک زندگیهای تمام جوامع به خاطر امکان فعلی رسانهای در دنیاست و فرهنگ ایرانی اسلامی نباید در بین این هیاهو رسانهها که عمدتا مدیریتش در دست عدهای خاص است کمرنگ شود.
- چه تجربه یا احساس معنوی شما را به سمت نوشتن دلنوشتههای مذهبی سوق داد؟ دربارهٔ کتاب قبل از طلوع بگویید؛ ایدهٔ اصلی از کجا آمد و چه چیزی باعث شد آن را به شکل یک کتاب کامل درآورید؟
پیدا کردن مسیر مطمئن در زندگی دغدغه همه است و این راهیابی معطوف به مشورت با آنهایی است که به هدف رسیدهاند و اگر بخواهیم راهرو مسیر روشن باشیم، شهدا راه را به ما نشان میدهند و نجوا با آنها که زندهاند راهگشاست و حقیر نیز از همین رو این دل نوشتهها را نگاشتم.
- فضای کتاب حالوهوای پیش از روشنایی و امید دارد؛ این حس چگونه در متن شکل گرفت؟
فضای کتاب بر پایه فضای فعلی حاکم بر دنیای زندگانی ماست و این تاریکی نیز ناگزیر به نور میانجامد، بنده هم میخواستم با یادآوری این نکته اول به خود بعد به دیگران، امید را در دل روشن نگه دارم.
چقدر از تجربههای شخصی یا لحظات خاص زندگیتان در این دلنوشتهها حضور دارد؟
زندگی هر انسان پر از معجزه است، فقط نیاز به تامل و تعمق دارد. بنده سعی کردهام کمی درباره آنچه از زندگینامه شهدا خواندهام و در زندگی شخصی لمس کردهام و از تاریخ تا به حال امتدادش را حس کردهام، بنویسم.
- هنگام نوشتن، مخاطب را چه کسی تصور میکردید؟ این کتاب را برای چه نوع خوانندهای نوشتهاید؟
اول از همه خودم مخاطب جملات کتاب بودم و خود را در خلال حوادث پرتلاطمِ شهادت رییس جمهور یا بزرگان دیگر و زد و خورد های میان جبهه حق، به استقامت و پایداری در مسیر درست فرا میخواندم و تمام انسان ها بدون استثنا میتوانند مخاطب دعوت به مقاومت باشند، چراکه جبهه حق همه را دعوت کرده، با ندایی از دورنِ فطرت بشری برای مقابله با ظلم.
- نوشتن در حوزهٔ معنوی و مذهبی چه چالشهایی برای شما داشت؟
نوشتن در حوزه مذهبی، مداقه بر روی تکتک کلمات را میطلبد به نحوی که بسیار باید برای برداشت مخاطب از چیزی که میخواند حساسیت به خرج داد تا سوءبرداشت رخ ندهد.
- همکاری با انتشارات چگونه شکل گرفت؟ آیا این همکاری در مسیر شکلگیری کتاب نقشی داشت؟
در یک گروه ادبی وقتی نوشتهای را ارسال کردم، اعضای انتشارات با درک مطلب بنده و ویرایش آن به زبان ساده و قابل فهم برای گروه نوجوان، بنده را به اینکه میتوانند در مسیر نشر کتاب یاری کنند، منتقل کردند و مقدمهای برای همکاری شد.
- بعد از انتشار، چه بازخوردهایی دریافت کردید؟ آیا واکنشی بوده که برایتان غیرمنتظره باشد؟
به واکنش خاصی برنخوردم.
- نوشتن این کتاب چه تغییری در نگاه یا زندگی شخصی شما ایجاد کرد؟
حقیقت متوجه تغییر قابل توجهی نشدم، انشاءالله خدا ما را آدم کند، مای نوعی منظورم است به استثنای خودم در این ما که شخص خود را منظور دارم.
- آیا قصد دارید در همین مسیر معنوی ادامه دهید یا تجربهٔ نوشتن در ژانرهای دیگر را هم در برنامه دارید؟
انشاءالله با استدعای لطف الهی هرچه توفیق باشد انجام خواهم داد.
- اگر بخواهید خوانندگان روزنامه را به خواندن کتاب دعوت کنید، چه میگویید؟
چون خودم خواننده روزنامه نبودم نظری ندارم اما از اینجا که خواننده اخبار و مطالب مختلف در فضای مجازی هستم، باید عرض کنم ماهها مطالعه مطلب در فضای مجازی جای چند روز کتاب خواندن را نمیگیرد، چرا که کتاب خواندن به ذهن انسجام و قدرت تمرکز میدهد و دقیقا فضای مجازی برخلافش باعث پراکندگی ذهن و تضغیف تمرکز میشود.



نظرات
0