گلچینی از فرهیختگان عرصه اطلاع رسانی بوده که در توسعه آگاهی عمومی ایفای نقش می نمایند
اخبار فوری
آخرین اخبار
سخنرانی حمید زارعی در آیین رونمایی از کتاب «شناخت‌نامه دشتی»
استاد حمید زارعی (فرهیخته فرهنگ و هنر استان بوشهر) در آیین رونمایی از کتاب «شناخت‌نامه دشتی»: توانستم قطره‌ای هرچند کوچک بر دریای شناخت دیارم (دشتی) بیافزایم

بسم‌الله الرحمن الرحیم  

وَ قُل رَبِّ زِدْنِی عِلْمًا  

 

خانم‌ها و آقایان ارجمند، دوستان و همراهان عزیز،  

سلام و عرض ادب دارم به همه‌ی شما که با حضور گرم‌تان جان تازه‌ای به این آیین فرهنگی بخشیده‌اید.  

برای من، بودن در جمع شما امروز نه فقط یک افتخار، بلکه لحظه‌ای سراسر احساس و سپاس است.

 احساس من از کتاب *«شناخت‌نامه دشتی»* که سال 1402 پس از سال‌ها پژوهش و تلاش به بار نشست، چیزی میان شوق و مسئولیت بود. شوق از اینکه توانستم قطره‌ای هرچند کوچک بر دریای شناخت دیارم بیفزایم، و مسئولیت از آن جهت که می‌دانم هنوز گفتنی‌ها درباره‌ی دشتی فراوان است و این اثر تنها گامی آغازین در راهی بلند است.

دوستان گرامی،  

اندیشه‌ی نگارش این کتاب از سال‌ها پیش در ذهنم شکل گرفت؛ از همان روزهایی که در کوه‌ها و دشت‌های این سرزمین قدم می‌زدم، از گفت‌وگو با مردمان خونگرم، از نخلستان‌ها، از قصه‌های کهن و از تاریخ شفاهی بزرگان. هر بار که می‌دیدم درباره‌ی دشتی منبعی جامع و منسجم وجود ندارد، احساس می‌کردم وظیفه‌ای بر دوش دارم.  

و این کتاب، حاصل همان دغدغه است؛ تلاشی برای ثبت و ماندگار کردن میراثی که شاید در گذر زمان رنگ فراموشی می‌گیرد.

در *فصل نخست* کتاب، کوشیده‌ایم سیمای طبیعی و انسانی دشتی را ترسیم کنیم: از شهرها و روستاها تا عشایر و جمعیت، از ناهمواری‌ها و اقلیم تا منابع آب و حوادث طبیعی. خواستیم دشتی را چنان که هست معرفی کنیم؛ با همه‌ی زیبایی‌ها، سختی‌ها و واقعیت‌هایش.

*فصل دوم* به جغرافیای تاریخی خطه دشتی پرداخته‌ است؛ از دوران کهن تا معاصر، از شکل‌گیری تمدن‌های اولیه تا نقش مردم دشتی در تحولات بزرگ ایران. در این فصل، دشتی به مثابه فصلی از کتاب تاریخ ایران دیده می‌شود.

در *فصل سوم*، دشتی را از منظر اقتصادی بررسی کردیم؛ سرزمین کشاورزان، دامداران، بازرگانان دریایی و مردمانی پرتلاش که ریشه‌ی اقتصاد محلی و منطقه‌ای را قرن‌ها زنده نگه داشته‌اند.

اما یکی از بخش‌های مهم ، *فصل چهارم* است؛ جایی که دشتی در مبارزات ضد استعماری، انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس روایت می‌شود. در این فصل، تلاش کرده‌ایم نام‌ها و یادهایی را که شاید دیگر کمتر گفته می‌شوند، دوباره زنده کنیم. آن مردان و زنانی که تاریخ را با ایثار خود نوشتند.

*فصل پنجم*، نگاه ما به جغرافیای فرهنگی دشتی است؛ جایی که از عالمان و معلمان، از هنرمندان و شاعران، از مکتب‌خانه‌ها، آیین‌ها و مراسم مذهبی و مردمی سخن گفته‌ایم. باور داریم اگر فرهنگ فراموش شود، هویتی نمی‌ماند؛ به همین دلیل، این فصل برای ما جان‌مایه‌ی کتاب است.

و در *فصل ششم*، شما با اماکن تاریخی و مذهبی دشتی آشنا می‌شوید؛ بناهایی که گاه در سکوت خاک مدفون‌اند، اما هر کدام نشانی از باور، هنر و تمدن مردم این دیارند.

دوستان عزیز،  

نویسندگی این کتاب برای من فقط یک کار پژوهشی نبود؛ سفری بود از دل خودم به دل دشتی. در هر صفحه، رد پای عشق به زادبوم را می‌توان دید. بسیاری از مطالب، حاصل گفت‌وگوهای صمیمی با مردم، مطالعه‌ی منابع متعدد و بازدیدهای میدانی از مناطق گوناگون است. شاید به همین خاطر این کتاب نه فقط روایتِ من، بلکه روایتِ مردم دشتی است.

می‌دانم هیچ اثری بی‌نقص نیست. هر پژوهشگر، راه را برای نسل بعدی هموار می‌کند تا آن‌چه را ما ناگفته گذاشته‌ایم، کامل‌تر بگویند. امیدوارم *شناخت‌نامه دشتی* بتواند انگیزه‌ای باشد برای جوانان پژوهشگر دشتی تا با دقت و عشق بیشتری به مطالعه‌ی تاریخ، فرهنگ و جغرافیای این سرزمین بپردازند.

اجازه دهید در ادامه از همه‌ی دوستانی که در مسیر شکل‌گیری این اثر کنارم بودند یاد کنم: از بزرگان و مطلعانی که با گفت‌وگوهای پرمهرشان چراغ راه من شدند و استادانی چون غلامرضا عوض‌نژاد، غلامرضا قربانی مقدم، غلامرضا زائری، حسین باغبانی و از خانواده‌ام که صبورانه سختی‌های این مسیر را تاب آوردند. سپاسگزارم از فعالین فرهنگی و نهادها و موسساتی که این آیین را ممکن ساختند، و از همه‌ی شما که با حضورتان امروز به من دلگرمی دادید.  

اگر این کتاب توانسته باشد حتی اندکی بر شناخت دشتی بیفزاید، توفیقی است که از لطف خدا و محبت مردم حاصل شده است.

در پایان، از صمیم دل می‌گویم:  

دشتی برای من فقط زادگاه نیست، مدرسه‌ی زندگی‌ست، و این کتاب ادای دین کوچکی است نسبت به مردمانی که در سختی و صداقت زیسته‌اند.  

با امید به آن‌که «شناخت‌نامه دشتی» چراغی باشد برای شناخت بهتر خودمان، و پلی میان گذشته‌ی پرافتخار و آینده‌ای روشن.  

اجازه دهید در این آیین، یادی کنیم از دو نام ماندگار در عرصه‌ی فرهنگ و ادب بوشهر، دو بزرگ‌مردی که عشق به زادگاه را با قلم و اندیشه معنا کردند.  

نخست، مرحوم حسین جلال‌پور، شاعر فرهیخته و پژوهشگر گناوه‌ای که جانش سرشار از عشق به مردم و فرهنگ جنوب بود. او با زبانی صمیمی و نگاهی ژرف، از دریا و نخل و خاک سخن گفت؛ از انسان‌هایی که با صداقت و رنج زیستند. آثار او، آینه‌ی احساسات مردم این خطه است؛ و افزون بر شعرهای نابش، خدمت بزرگش در گردآوری و تدوین *دیوان محمدخان دشتی، کاری سترگ و ماندگار بود. حسین جلال‌پور با دقت و عشق، صفحات پراکنده‌ی تاریخ ادبی دشتی را به هم پیوند زد تا نام محمدخان دشتی، آن شاعر آزاده و وطن‌دوست، از غبار زمان برون آید و برای نسل‌های آینده بماند. او می‌دانست که ادبیات بومی نه تنها زبان احساس، بلکه سند هویت است؛ و این باور، شالوده‌ی همه‌ی کوشش‌هایش بود.  

و دیگری، **مرحوم ماندنی عرب‌زاده**، پژوهشگر سخت‌کوش و عاشق گناوه و بوشهر، کسی که عمرش را در شناخت ریشه‌های تاریخی و فرهنگی این سرزمین گذاشت. اثر ارزشمند او درباره‌ی *وجه تسمیه شهرها و روستاهای استان بوشهر*، نه فقط کتابی جغرافیایی، بلکه گنجینه‌ای از دغدغه‌ی حافظه‌ی جمعی است. او با کنجکاوی و حوصله‌ی یک عاشق، معنای نام‌ها را جست، ریشه‌های زبانی و تاریخی را واکاوی کرد و از ورای کلمات، روح مکان‌ها را نمایان ساخت. در نگاه او، هر نام داستانی از زندگی بود؛ داستانی از پیوند انسان و خاک، از ماندگاری در برابر زمان.  

در این مسیرِ شناخت بوشهر و تمام جنوب، کوشش‌های چنین کسانی است که راه را روشن کرده است. آنان چراغ‌هایی بودند که بی‌هیاهو اما با اثر عمیق، میراث فرهنگی این سرزمین را پاس داشتند. اگر امروز ما از فرهنگ و تاریخ می‌گوییم، از گناوه و دشتی و بوشهر سخن به میان می‌آوریم، بی‌گمان بر دوش همان بزرگانی ایستاده‌ایم که با قلم و عشقشان خاک را معنا کردند.  

یادشان گرامی باد — آنان که به ما آموختند ماندگاری تنها در آثار نیست، در اثرگذاری است؛ اثر بر دل‌ها و در جان سرزمین.  

و در ادامه، بی‌تردید شایسته است از چهره‌ی فرهیخته‌ی دیگری نیز یاد کنم؛ استاد غلام‌حسین دریانورد، شاعر، محقق، ناشر و فرهنگ‌دوست گناوه‌ای که سال‌هاست با عشق و پشتکار در مسیر پاسداشت میراث مکتوب جنوب گام برمی‌دارد.  

غلام‌حسین دریانورد از آن‌ دست فرزندان فرهنگ‌پرور این دیار است که نه تنها در عرصه شعر، با زبانی زنده و پر از شور جنوب، طنین جان و دریا را به واژه‌ها بخشیده، بلکه به عنوان پژوهشگر و ناشری دغدغه‌مند، عمر خود را صرف حفظ و انتشار آثار ادبی و تاریخی منطقه کرده است. کوشش‌های او در چاپ و معرفی آثار شاعران و نویسندگان بوشهر و گناوه، نقشی بی‌بدیل در ماندگاری هویت ادبی جنوب داشته است.  

او به‌راستی پلی است میان نسل‌های گذشته و امروز؛ با دغدغه‌ی ادامه‌ی راه فرهنگ‌سازانی چون حسین جلال‌پور و ماندنی عرب‌زاده. همت استاد دریانورد در زنده‌نگه‌داشتن نام‌ها، در دسترس‌قرار‌دادن متون ارزشمند و ترویج مطالعه در جامعه، تلاشی است که فراتر از یک فرد، به یک رسالت تبدیل شده است — رسالت حفظ ریشه‌های فرهنگی در برابر فراموشی.  

نام او، همچون آثارش، یادآور ایمان به کتاب، پایداری در راه فرهنگ و عشق به سرزمین است.

شناسه خبر : 23749
تاریخ : 1404/8/23 07:27:59
لینک خبر :  https://daryaaknar.ir/sl/Lytgfc
نویسنده خبر :
X

🔶سهیلا سلطانی
🔹 روزنامه نگار | مدرس
🔹 کارشناسی ارشد مدیریت دولتی  دانشگاه هرمزگان
🔹 لیسانس اقتصاد دانشگاه خلیج فارس
🔹 سردبیر  دریاکنار
🔹 کاندیدای ششمین دوره شورای شهر بوشهر
🔹 عضو صندوق هنر وزارت ارشاد
🔹 عضو هیات موسس انجمن خبرنگاران و روزنامه نگاران استان بوشهر

 
 
 
 
برچسب ها #حمید زارعی #کتاب #شناخت نامه دشتی

نظرات

0
دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد. پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد. پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.