
اسداله سالاری/ روزنامهنگار
کلاس اول برای هر بچهای شکل خودش را دارد. یکی با شوق وارد مدرسه میشود، یکی کمی مضطرب است و یکی هنوز ترجیح میدهد چند دقیقه بیشتر کنار پدر یا مادرش بماند. نمیشود از همه بچهها انتظار داشت یک واکنش داشته باشند؛ هر کدام با حال و هوای خودش وارد مدرسه میشود.
برای همه آنها اما یک اتفاق مشترک افتاده است؛ از اینجا به بعد، بخشی از روزشان در محیطی میگذرد که پدر و مادر همیشه در کنارشان نیستند و خودشان باید خیلی از اتفاقها را تجربه کنند و راه برخورد با آنها را یاد بگیرند.
کلاس اول، شروع یک دوره تازه برای بچههاست؛ جایی که در کنار درس خواندن، با آدمهای تازه آشنا میشوند، دوست پیدا میکنند و خیلی از کارهایی را که تا امروز پدر و مادرشان برایشان انجام میدادند، کمکم خودشان انجام میدهند.
این بخش از مدرسه شاید کمتر به چشم بیاید. وقتی از مدرسه حرف میزنیم، معمولاً از کتاب و کلاس و درس میگوییم، در حالی که کودک در مدرسه با موقعیتهای دیگری هم روبهرو میشود؛ باید یاد بگیرد کنار کسی بنشیند که شاید هیچ شناختی از او ندارد، با دوستش اختلاف پیدا کند و دوباره با او کنار بیاید، خواستهاش را بیان کند، از وسایلش مراقبت کند و وقتی مشکلی پیش آمد، دنبال راهحل بگردد.
برای خانوادهها هم از اینجا تغییراتی شروع میشود. فرزندی که تا امروز بیشتر وقتش زیر نظر آنها بوده، حالا هر روز چند ساعت در محیط دیگری است و تجربههایی دارد که همه جزئیاتش را پدر و مادر نمیبینند. این شاید یکی از مهمترین تغییرهایی باشد که با شروع مدرسه اتفاق میافتد.
جشن شکوفهها یک روز است، اما مدرسه برای این بچهها تازه شروع شده است. شاید چند سال دیگر کسی تاریخ دقیق نخستین جشن شکوفهها را به یاد نیاورد، اما برای همین بچهها، مدرسه با همین روزهای اول معنا پیدا میکند؛ با معلمی که اولین بار اسمشان را صدا میزند، دوستی که کنارشان مینشیند و اتفاقهایی که هر کدام تجربه تازهای برای آنها خواهد بود.
تصاویر این مطلب در جشن شکوفهها، در مدرسه دکتر معین بوشهر، ثبت شده است.



نظرات
0