
اسداللهسالاری/روزنامهنگار
در هر شهری آدمهایی هستند که سالها برای فرهنگ شهرشان وقت میگذارند، بیآنکه همیشه نامشان در میان باشد. کارشان کمکم با زندگی مردم گره میخورد و آنقدر ادامه پیدا میکند که حضورشان برای خیلیها عادی به نظر میرسد.
فرهاد فریدونی یکی از همین آدمهاست.
سالهاست که او در کتابخانه شهر کنارتخته فعالیت میکند و کارش به اداره کتابخانه محدود نمانده است. در این سالها در حوزههای مختلف فرهنگی و هنری هم حضور داشته و برنامههای گوناگونی را با مردم و برای مردم دنبال کرده است.
در تئاتر، هم به عنوان بازیگر و هم کارگردان فعالیت کرده و تجربههای متفاوتی را با مردم منطقه به اشتراک گذاشته است. آثاری روی صحنه رفته که علاوه بر موفقیت هنوز بسیاری از مردم خشت و کنارتخته از آنها به نیکی یاد میکنند.
ارزش این فعالیتها را نمیشود به اجرای یک نمایش یا برگزاری یک برنامه محدود کرد. آنچه اهمیت بیشتری دارد، فرصتی است که برای حضور کودکان، نوجوانان و جوانان در محیطهای فرهنگی و هنری فراهم شده؛ جایی که میتوانند استعدادشان را پیدا کنند، چیزی یاد بگیرند و تجربهای به دست بیاورند که شاید بعدها مسیر زندگیشان را تغییر دهد.
کلاسهای هنری، نشستهای فرهنگی، شاهنامهخوانی، نقاشی و شبهای شعر، هرکدام مخاطبان خودشان را داشتهاند. شاید برای برگزارکننده، یک برنامه در میان برنامههای سالانه باشد، اما برای یک کودک یا نوجوان ممکن است نخستین آشنایی جدی او با کتاب، هنر، شعر یا تئاتر باشد.
این حضور در ورزش هم دیده میشود. فرهاد فریدونی در کنار برنامههای فرهنگی، در میدان ورزش نیز همراه جوانها بوده است. در یک تیم فوتبال هم در کنار بازیکنان جوان حضور دارد و در کنار آنهاست. برای جوانی که فرصت چندانی برای دیده شدن ندارد، همین اعتماد و همراهی میتواند تجربه مهمی باشد.
خیلی وقتها از بیرون که نگاه میکنیم، یک کلاس، یک نمایش یا یک برنامه فرهنگی ساده به نظر میرسد. اما پشت هرکدام از این کارها، ساعتها وقت و پیگیری وجود دارد؛ هماهنگی با افراد، فراهم کردن امکانات و مهمتر از همه، ادامه دادن کار حتی زمانی که نتیجه آن فوری دیده نمیشود.
فرهنگ هم یکشبه ساخته نمیشود. در طول سالها و با حضور آدمهایی شکل میگیرد که برای ادامه دادن کار فرهنگی حوصله و انگیزه دارند و جوانها را جدی میگیرند.
فرهاد فریدونی را باید از همین منظر دید.
این موارد نباید با نگاه سیاسی یا سلیقه افراد پیوند زده شود. هرکس که برای فرهنگ و اعتبار یک شهر وقت میگذارد، شایسته دیده شدن است. جامعه وقتی میتواند از چنین فعالیتهایی نتیجه بگیرد که زحمات کسانی را که در این مسیر قدم برداشتهاند، بشناسد و ارزش کارشان را بداند.
شهر فقط با خیابان و ساختمان و پروژه ساخته نمیشود. زندگی شهری به کتابخانه، فرهنگسرا، هنر، ورزش و فضاهایی هم نیاز دارد که جوان و نوجوان بتواند در آنها چیزی یاد بگیرد و خودش را پیدا کند. اگر این بخشها ضعیف شوند، بخشی از زندگی اجتماعی شهر هم کمرنگ میشود.
ممکن است نتیجه همه این سالها همین امروز دیده نشود. یک نوجوانی که در کلاس تئاتر شرکت کرده، پای شاهنامه نشسته یا در یک فعالیت ورزشی حضور پیدا کرده، شاید چند سال بعد تازه نشان دهد آن تجربه چه اثری بر زندگی او گذاشته است.
آن موقع شاید کمتر کسی به این فکر کند که این علاقه از کجا شروع شد و چه کسانی در شکل گرفتن آن نقش داشتند.
گاهی اثر یک فعالیت فرهنگی را باید در رفتار آدمها دید، نه در آمار و گزارش. نوجوانی که یاد میگیرد در جمع حرف بزند، نظر دیگران را بشنود، با دیگران همکاری کند یا برای کاری که دوست دارد تلاش کند، چیزی با خودش از آن محیط بیرون میبرد که ممکن است سالها همراهش بماند.
به همین خاطر، فعالیتهای فرهنگی کنارتخته را نباید صرفاً در تعداد برنامهها و مراسمها خلاصه کرد. پشت هر کلاس و هر نشست، آدمهایی هستند که برای شکل گرفتن آن وقت گذاشتهاند و جوانهایی که بخشی از تجربه زندگیشان را در همان محیط به دست آوردهاند.
کنارتخته باید این سرمایههای انسانی را بشناسد.
فرهاد فریدونی سالها در کنار مردم و بهخصوص جوانهای کنارتخته بوده و برای این شهر وقت گذاشته است.
شاید امروز بودن او در کنار این برنامهها برای خیلیها عادی شده باشد. اما اگر روزی چنین حضور و پیگیریهایی کم شود، آن وقت بیشتر متوجه میشویم که چه اندازه از فعالیتهای فرهنگی شهر به همین همراهیها وابسته بوده است.
همگی فرهاد فریدونی را از نزدیکِ این سالها و این فعالیتها میبینیم؛ بزرگواری که برای فرهنگ، هنر، کتاب و جوانها وقت گذاشته و هنوز هم این مسیر را ادامه میدهد.
چنین آدمهایی را نباید گذاشت تا سالها بعد دربارهشان حرف بزنیم. وقتی کسی هنوز در میدان کار است، هنوز کنار جوانهاست و هنوز برای شهرش وقت میگذارد، همان زمان باید زحمتش را دید و از آن گفت.
فرهاد فریدونی را باید همین حالا دید و قدر دانست؛ نه فقط به خاطر سالهایی که پشت سر گذاشته، بلکه به خاطر جوانهایی که هنوز در ابتدای راهاند و شاید سالها بعد، اثر همین همراهیها در زندگیشان دیده شود.



نظرات
0